نامه‌ای از دور
دوستان عزیز سلام. خسته نباشید!    خیلی حرف دارم براتان بزنم اما شاید خسته شوید، فقط یک مسأله خیلی مرا به خود مشغول کرده واقعاً نمی‌دانم با آن چه کنم. هر چه به خودم فشار می‌آورم از آن سر درنمی‌اورم. یعنی منطق آن را نمی‌فهمم. مدتی است که من در مبایل خودم واتس آپ را پیاده کرده‌ام. خیلی هم کند کار می‌کند. >مطالعه بیشتر

نامه‌ای از دور

دوستان عزیز سلام. خسته نباشید!

خیلی حرف دارم براتان بزنم اما شاید خسته شوید، فقط یک مسأله خیلی مرا به خود مشغول کرده واقعاً نمی‌دانم با آن چه کنم. هر چه به خودم فشار می‌آورم از آن سر درنمی‌اورم. یعنی منطق آن را نمی‌فهمم. مدتی است که من در مبایل خودم واتس آپ را پیاده کرده‌ام. خیلی هم کند کار می‌کند. می‌دانید که در ایران اینترنت خیلی ضعیف است.  دوست داشتم با رفقا و دوستان چپ وکمونیستی که می‌شناسم تماسکی داشته باشم. بعضی وقت‌ها با عکس و بعضی وقت‌ها بی عکس. از آن‌‌ها خواهش کرده‌ام که بعضی نوشته‌های تبلیغاتی‌شان را برایم بفرستند. از آن روز به بعد مبایل من مرتب پر می‌شود از همه چیز. واتس آپ من شده مثل دکان خنزر پنزری. از تبلیغات خرده بورژوازی برای خودش تا فیلم‌های دست ساز جعل شده از جانب رژیم و اندکی تبلیغات سیاسی کمونیستی.

من واقعاً سر در نمی‌آورم. من شنیده بودم که هر طبقه‌ای برای خودش، برای ایدئولوژی و سیاست خودش تبلیغ می‌کند. ولی از قرار معلوم بعضی کمونیست‌ها بدون این که از خرده بورژوازی و بورژوازی مواجب بگیرند برای آن‌‌ها تبلیغ می‌کنند. تلفنی به یکی از این‌ها گفتم چرا بیشتر چیزهای غیر کمونیستی میفرستی؟ گفت: آدم باید از همه چیز اطلاع پیدا کند.  از ای جواب من بیشتر شاخ درآورم.

به او گفتم: خرده بورژوازی و سرمایه‌داری خودش با تبلیغاتش ما را از همه چیزهای خودش مطلع می‌کند. چرا تو و امثال تو برایش زحمت میکشید. گفت« یکجانبه‌گری خوب نیست.» من در آن لحظه بی اختیار شروع کردم به قهقهه زدن ولی الان که این‌ها را برای شما می‌نویسم دلم می‌خواهد از غصه و حماقت او اشک بریزم.

امیدوارم شما چنین اشتباهی نکنید.

با آرزوی سلامتی برایتان

دوست شما نگار