مبارزه برای آزادی رضا شهابی را سازمان دهیم
رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی بار دیگر رضا شهابی را در ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۱ از خانه‌اش ربود و به زندان منتقل کرد. رضا شهابی در لحظه‌ای بازداشت شد که از بیماری‌های گوناگونی در رنج بود. روند بازداشت رضا شهابی، روند شکنجه استتار شده تا حد مرگ است. برای آزادی و نجات او در اتحاد با تمام نیروهای مترقی به ویژه نیروهای کارگری با تمام نیرو بکوشیم

از مبارزات مردم آبادان پشتیبانی کنیم!

مبارزه علیه گرانی، فقر و فساد دولت‌مردان و کل رژیم جمهوری اسلامی، چون لهیب آتش، این رژیم را در برگرفته بود، که مبارزه مردم آبادان علیه جنایات اخیر حاکمین و فساد نهادینه شده در مؤسسات آن، بر این آتش دمیده و آن را به جهمی سوزان برای حاکمین تبدیل کرده است. مبارزات اخیر مردم آبادان علیه صاحبان برج‌‌هائی که فرو ریختند و در اثر آن تعدادی کشته، زخمی و مفقودالاثر شدند، و سیاستمداران پشتیبان آن‌‌ها، آغاز گردید.

به لحاظ مهندسی هم سازندگان برج‌های خیابان امیری آبادان و هم دولتمردان میدانستند که این برج‌ها به خاطر استفاده از مصالح نامرغوب و نقشه غیر استاندارد، در آینده‌ای نه چندان دور ریزش خواهند کرد. برای آن‌‌ها در خطر قرار گرفتن جان انسان ها محلی از اعراب نداشته و ندارد. آن‌‌ها به سودی می‌اندیشیدند که با ساختمان ‌برج‌ها باید نصیب‌شان می‌شد. برج‌ها فرو ریختند و ده‌ها مفقودالاثر، زخمی و کشته برجای نهادند و سازندگان آن‌ها میلیاردها تومان از اموال مردم را به غارت بردند. این همان چیزی‌ست که ما کمونیست‌ها میگوئیم؛ سرمایه‌داری فقط یک هدف دارد و آن هم رسیدن به ارزش اضافه تولید شده توسط کارگران است. سرمایه‌داری برای یک سنت روی نعش هزاران نفر پا میگذارد. واقعه آبادان نمونه‌ایست از هزاران نمونه دیگر که از آغاز نظام سرمایه‌داری تا کنون تکرار شده و تا حاکمیت سرمایه‌داری در هر کشوری، ادامه خواهد داشت. خشم مردم ناشی از این فاجعه که بر فاجعه گرانی افسار گسیخته اضافه شده بود، آن‌‌ها را به خیابان‌ها کشاند. مردم در همان خیابان‌ها شهردار آبادان را به سزای بخشی از اعمالش رساندند.

دولت با نیروهای نظامی فضای امنیتی ایجاد کرد و به سرکوب مردم عصیان زده پرداخت. آنها با کلوله‌های ساچمه‌ای و گلوله‌های سربی به مردم شلیک کردند که بسیار زخمی و کشته برجای گذاشت و تعداد زیادی نیز دستگیر و زندانی شدند.

علیه این اقدامات جنایت کارانه رژیم، کارگران و زحمتکشان شهرهای استان خوزستان و دیگر شهرهای ایران با برگزاری تظاهرات و اعتصابات در پشتیبانی از مردم آبادان به پا خاستند.

شورای سازماندهی اعتراضات کارگران پیمانی نفت در جهت پشتیبانی از مبارزات اخیر مردم آبادان و علیه اجحافات سالیان متمادی و استثمار همه جانبه سرمایه‌داری ایران از کارگران، آن‌ها را به اعتصاب متشکل و منسجم فراخواند.

در فراخوان اعتصاب کارکنان پالایشگاه و پتروشیمی آبادان چنین آمده است:

«ما به خوبی می‌دانیم که شکایت بردن از دزدان و غارتگران نزد حامیان آنها کاری عبث و بیهوده است و حاصلی جز تلف کردن وقت و انرژی ما ندارد و امیدی به استیفای حقمان از دستگاه های حامی دزدان نداریم.
تنها چاره ای که برای مقابله با این حجم از بی توجهی و رها شدگی شهرهای استان مان که منجر به وقوع این فجایع دردناک و جگرسوز شده است، در پیش رو داریم، اینست که از موضع قدرت عکس العمل نشان داده و همبستگی و اتحاد خودمان را به نمایش بگذاریم».

این یک جمع‌بندی تاریخی‌ست که بخشی از طبقه کارگر ایران از مناسبات خود با کارفرمایان و حاکمین ارائه میدهد. یک جمع‌بندی پرارزش که پشتیبان آن هزاران تجربه خونین است. این تجربه برای کل طبقه کارگر ایران و کارگران جهان معتبر است.

در روند مبارزات اخیر بعضی از افراد اپوزیسیون و حتی برخی از کنشگران چپ در رسانه‌های عمومی گفته‌اند که علت فاجعه‌ی اخیر آبادان و دیگر فجایع روزمره در جامعه ایران، ناشی از سوء مدیریت و فساد دست اندرکاران و برنامه‌زیران است.

این نظر کاملاً نادرست است زیرا اگر چنین باشد، می‌توان با کنار زدن دست اندرکاران نادرست به فاجعه‌های اجتماعی خاتمه داد. علت همه نارسائی‌ها – کوچک و بزرگ – ساختار اجتماعی سرمایه‌داری و دولت سرمایه داری‌ست که افرادی این چنین جنایت کار و طماع را می‌پرورد و از آن‌ها حمایت میکند. باید این دولت و طبقه سرمایه‌داری را به گورستان تاریخ سپرد.

شعار مردمی که در شهرهای مختلف خوزستان و دیگر شهرهای ایران از مبارزات مردم آبادان پشتیبانی می‌کردند عبارت بود از “مرگ بر رئیسی“، “مرگ بر خامنه‌ای“ و “مرگ بر جمهوری اسلامی“.

به عبارت دیگر مردمان زحمتکش این مناطق، به رژیم حاکم و سران آن حمله می‌بردند. ولی در آبادان اساسا “عزا عزاست امروز، روز عزاست امروز“ و یا “آبادان بیچاره، صاحب عزاست امروز“ شعارهای بلند و گسترده تظاهر کنندگان بود. شعار “میکشم، میکشم، آن که برادرم کشت“ در سایه و کمرنگ نیز شنیده میشد که با فریاد‌های شعار اول محو می‌گردید.

این شعار درستی نیست. اولا کارگران و زحمتکشان آبادان بیچاره نیستند. راه چاره را کارگران پالایشگاه و پتروشیمی آبادان به همه نشان داده‌اند. دوما عزا عزا شعار پیشرفت نیست بلکه شعار درماندگی‌ست. باید عزا را به نیروی مبارزه و پیشرفت علیه رژیم جمهوری اسلامی تبدیل کرد. در عین حال این شعارهای پاسیو با هر شدت و حدتی سرداده شود، به ضرر روحیه مبارزه و به نفع جمهوری اسلامی‌ست.

با این وجود، کارگران و زحمتکشان و مردم ستم دیده‌ آبادان که رژیم، آب را به روی‌شان بسته و توفان شن را برایشان گشوده است، علیه تمام مفاسد اجتماعی، ستم و استثمار، علیه بی عدالتی و جنایات اگاهانه دست اندرکاران به پا خواسته‌اند و به طور عینی رژیم جمهوری اسلامی را هدف گرفته‌اند.

ما با تمام نیرو از این مبارزه پشتیبانی می‌کنیم.

27.05.2022

سرنگون باد دولت سرمایه‌داری ایران ، پیروز باد دیکتاتوری پرولتاریا
تنها آلترناتیو سرمایه‌داری، سوسیالیسم است

 

کارگران جهان متحد شوید!

در سمت پیوند با طبقه کارگر بکوشیم!

حزب کمونیست راستین ایران را به وجود آوریم!

تروتسکیست‌های خائن را از صفوف خود طرد کنیم!