کاهش مالیات حقوق گمرکی کالاهای اساسی به چه معناست؟

علی بهادری جهرمی سخنگوی دولت روز چهار شنبه ۲۹ فروردین ۱۴۰۳ گفت: «دولت برای حمایت از تأمین کالاهای اساسی مالیات ارزش افزوده و هم چنین حقوق گمرکی کالاهای اساسی، اقلام داروئی، مواد اولیه تأمین دارو و نهادهای دامی را به ۱ درصد کاهش داد و این کاهش از ابتدای فروردین اعمال خواهد شد.» (تسنیم – ۲۹ فرورودین ۱۴۰۳)

او در مورد تشکیل وزارت بازرگانی افزود: «نظارت مؤثر بر بازار، جلوگیری از افزایش قیمت‌ها و نظارت پذیر کردن بازار مستلزم تمرکز در حوزه نظارت بر بازار است. ما بارها این را مطرح کردیم و نگاه دولت این بوده است... دولت ... لایحه‌ای برای تشکیل وزارت بازرگانی تقدیم مجلس کرده است.» (همانجا)

در یک نگاه سطحی، به نظر می‌رسد رژیم فاشیستی ایران علیه گرانی گام‌هائی بر میدارد. دلسوز شده است. غم مردم را دارد.

اما این‌ها همه عوامفریبی و پرده پوشی اعمال سیاستی‌ست که بورژوازی حاکم بتواند انبان خالی اکثریت مردم را خالی‌تر کند.

دولتی که می‌خواهد وضعیت معیشت مردم را بهبود ببخشد، در درجه اول به نوسازی صنایع‌ای می‌پردازد که بتواند مایحتاج و نیازهای اولیه مردم را از طریق تولیدات این صنایع برآورده سازد. در جهت تحقق این امر دولت باید دو اقدام اساسی و عاجل انجام دهد: اول- دادن اعتبارات ارزی به صنایع برای گسترش و نوسازی آن‌ها و دوم- بالا بردن تعرفه گمرکی کالاهای وارداتی. تا از این طریق صنایع داخلی بتوانند کالاهائی تولید کنند که به لحاظ کیفیت و قیمت، بهتر و ارزانتر از کالاهای مشابه خارجی باشد.

در ایران سیاست دولت کاملاً عکس آن چیزی‌ست که باید به حفظ و پشتیبانی صنایع داخلی و منافع اکثریت جمعیت ایران بیانجامد. در واقع سیاست دولت کاملاً ضد امنیت ملی است (در اینجا امنیت ملی به مفهوم پشتیبانی کامل از صنایع داخلی‌ست)

رژیم ایران برای تأمین منافع قشر حاکم بورژوازی (سرمایه‌داری تجاری مدرن) خواستار نوسازی و شکوفائی صنعت داخلی ایران نیست. به همین جهت نیز به طور متوسط کارخانجات ایران با ظرفیت ۲۰ تا ۳۰ درصد کار می‌کنند، ماشین‌ها فرسود، مستعمل و ناکارآمد هستند، سرمایه‌داران با کارخانجاتشان از ایران می‌گریزند. در عرض ده سال ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه کارخانه‌ای از ایران گریخته است.

مصوبه دولت این است که از کالاهای وارداتی فقط ۱ درصد مالیات گمرکی بگیرند. اسم‌اش را هم می‌گذارند "جلوگیری از افزایش قیمت‌ها" ولی در حالی که از کالاهای خارجی وارداتی ۱ درصد مالیات گمرکی می‌گیرند، از کالاهای صنعتی داخلی ۲۰ تا ۲۵ درصد مالیات اخذ می‌کنند. این به مفهوم ورشکستگی کامل صنعت در ایران است.

در نتیجه مصوبه مالیاتی جدید دولت، چیزی نیست جز بر باد دادن صنایع داخلی، هجوم بی رویه کالاهای خارجی، گران شدن این کالاها در پروسه بعدی، چپاول تمام و کمال اکثریت قاطع مردم و سرازیر شدن صدها میلیارد دلار به جیب شرکت‌های صادرات وارداتی دولتمردان ایران.

در اینجا بد نیست با واقعیات غیر قابل تردید رو به رو شویم:

- یک شرکت‌ وارداتی خودروی لوکس را از چین ۱۴ هزار دلار می‌خرد، و به قیمت ۴۰ هزار دلار به مردم می‌فروشد. (دکتر راغفر) به این ترتیب این شرکت از هر خودروئی ۲۶ هزار دلار سود می‌برد. دولت ایران نیز بی دریغ پشتیبان این شرکت وارداتی است. اگر دولت حتی همین قیمت را ثابت کند و برای هر خودرو ۲۰ درصد از وارد کننده مالیات گمرکی بگیرد. می‌تواند بخشی از بودجه خود را ترمیم کند ولی دولت تصمیم گرفته است از این وارد کننده فقط یک درصد مالیات گمرکی بگیرد.

- در سه سال پیش کارخانجات دارو سازی ایران می‌توانستند آن چنان تولید کنند که هزینه کل مصرف داروئی مردم ایران را در سطح ۸۰۰ میلیون دلار نگهدارند. اگر این شرکت‌های سازنده دارو از بین می‌رفتند و شرکت‌های وارداتی همین حجم از دارو را وارد می‌کردند، هزینه آن برای مردم ۴۰ میلیارد دلار افزایش می‌یافت.

امروز بورژوازی تجاری مدرن ایران اکثر مؤسسات دارو سازی این کشور را ورشکست کرده است. بیش از ۸۰ درصد حجم مصرفی داروی مردم از خارج وارد می‌شود. این شرکت‌ها ده‌ها میلیارد دلار سود می‌برند و مردم باید ۴۰ میلیارد دلار در سال برای سلامت خود هزینه کنند. مالیات ۲۰ تا ۳۰ درصد بر این واردات می‌تواند کل بودجه ایران را سامان دهد ولی دولت تصمیم گرفته است از همین چپاولگران و خونخواران ۱ درصد مالیات بستاند.

چرا چنین است؟ زیرا در ایران بورژوازی تجاری مدرن قشر حاکم است.

این بورژوازی می‌خواهد از سطح تولید داخلی و کالاهای وارداتی به ایران اطلاع و بر آن کنترل کامل داشته باشد. این امر فقط می‌تواند با ایجاد یک مرکز، جهت تمرکز این اطلاع و کنترل تحقق یابد. بر مبنای این نیاز دولت (بورژوازی تجاری مدرن ایران) لایحه تشکیل وزرات بازرگانی را تقدیم مجلس کرد و مجلس آن را تصویب نمود.

با این تمرکز و کنترل، تمام مؤسسات تولیدی در صنعت و کشاروزی با گام‌های سریع ورشکست خواهند شد و به جای محصولات آن‌ها، محصولات خارجی وارد خواهد گردید. آنگاه این شرکت‌ها محصولات وارداتی را بدون وجود رقیب با قیمت‌های بالا عرضه خواهند کرد و مجبور به پرداخت آن خواهند بود. این روند، زحمتکشان را به نیستی و مرگ سوق خواهد داد.

برای رفع چنین دمل چرکینی باید ریشه دمل را سوزاند. باید رژیم بورژوازی را سرنگون نمود تا مردم از شر این معضلات پایان ناپذیر و گسترش یابنده خلاصی یابند.

نظم کمونیستی

۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۳

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: غیبت کردن یکی از خصوصیات برجسته یک خرده بورژواست. او قادر است بنشینند و ده‌ها ساعت پشت سر یک نفر بد گوئی کنند ولی اگر کسی پشت سر او کمبودش را بیان کرد، تا ابد در ذهن‌اش از او انتقام می‌گیرد.