مرحله انقلاب ایران سوسیالیستی‌ است نه “دمکراتیک“
 
ایران یک کشور سرمایه‌داری است. نظام آن بر مبنای تولید صنعتی بنا گردیده و ثروت اجتماعی عبارت است از انباشت ارزش اضافه  > مطالعه بیشتر...

شرایط مرگبار کارگران معادن ایران

ایران با داشتن مواد متنوع معدنی و ذخایر سرشار آن یکی از ثروتمندترین کشورها و در رده ۱۵ کشورهای پر معدن جهان قرار گرفته است. با استثمار خرد کننده کارگران به حد مرگ در معادن (معادن غیر نفتی منظور است)، با

خست و لئامت معدن‌داران در تهیه ابزارهای مدرن و ضروری برای استخراج و در عین حال عدم شرایطی که ایمنی کار را تضمین کند، بخشی از این ثروت طبیعی را به تاراج می‌برند و بخشی را نیز به هدر می‌دهند.

لذا بررسی این زمینه از تولید اجتماعی جهت تحلیل واقع بینانه از جزئیات اقتصاد و سیاست ایران ضرورت کامل دارد.

این نوشته تصویری‌ست کلی از مقوله معدن در ایران. امید است عزیزانی این تصویر را در اجزاء آن دقیق‌تر ترسیم نمایند.

سایت “معان ایران“ می‌نویسد: «ایران با دارا بودن حدود ۶۸ نوع ماده معدنی (غیرنفتی)، ۳۷ بیلیون [میلیارد] تن ذخایر کشف شده و ۵۷ بیلیون تن ذخایر بالقوه در میان ۱۵ قدرت معدنی جهان جای گرفته» ارزش کل این معادن در سال ۱۳۹۹ حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار برآورد شده است.

سایت bourseon.com در ۴.۷.۲۰۲۱ می‌نویسد: «تعداد کل معادن کشور در سال ۱۴۰۰ برابر با ۱۰۱۷۰ معدن بوده است که از این تعداد ۶۸۶۱ معدن فعال و ۳۳۰۹ معدن غیرفعال است.»

حاصل جمع اطلاعات فوق چنین است: وزن کل ذخیره ۶۸ ماده معدنی کشور ۹۴ میلیارد تن است. به بیان دیگر در این کشور ثروت بی نهایتی در زیر خاک نهفته است که اگر با تکنولوژی پیشرفته بهره‌برداری شود و در خدمت مردم قرار گیرد، میتواند بودجه کشور را برای ده‌ها سال تأمین کند و مردم را از فقر و معضلات ناشی از آن نجات دهد. در نتیجه می‌بایست تمام ۱۰۱۷۰ معدن ایران فعال باشد. ولی چنین نیست. در حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، بیش از ۳۰٪ معادن یکی از غنی‌ترین کشورهای معدنی جهان (ایران) راکد مانده است. این رکود هر روز بیشتر دامان معادن ایران را میگیرد. دکتر تقی نبئی، رئیس سازمان نظام مهندسی معدن ایران می‌گوید: «حدود پنج هزار معدن غیر فعال در کشور وجود دارد.»

علت غیر فعال بودن نیز «بخشی از مجوزها در دست افرادی است که یا اهلیت و توانائی ندارند و یا به هر دلیلی مشکلات دیگری دارند.» علت غیر فعال بودن نیز «مشکلات مالی، کمبود تجهیزات، ماشین آلات و نیز مشکلات مربوط به بازار است... با افزایش نرخ ارز تامین و خرید تجهیزات از خارج مقرون به صرفه نیست، گرانی ها سبب شده است تا هزینه کار و فعالیت های معدنی افزایش یابد.» (ایرنا –  ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۰ - کد ۸۴۳۱۳۳۴۷)

این یک اقرار تاریخی است. مشکلات مالی، عدم تجهیرات و ماشین آلات لازم، ندانم کاری افرادی که اهلیت ندارند، باعث شده است که تولید در معادن فعال کم و ۵۷۰۰ معدن راکد گردد.

ولی این اقرار یک درد طبقاتی را نیز بیان می‌کند. و آن این که جبران کمبود تجهیرات و ندانم کاری و عدم اهلیت صاحب کاران را باید استثمار بیشتر کارگران در محیطی پر مخاطره‌تر و کشنده‌تر جبران کرد.

و اما علت کمبود تجهیرات مدرن و کارآمد، عدم دسترسی و یا گران بودن آن‌ها نیست. بلکه سرمایه‌داران با تشدید استثمار کارگران معدن استثمار و در نتیجه ازدیاد تولید، کمبود تجهیزات را جبران می‌کنند. بجای تهویه هوای کار آمد، که در آن ۱۰ کارگر می‌توانند تولید کنند، ۵۰ کارگر را در محیط بدون تهویه هوا به کار میگمارند. نتیجه: هزینه تولید کاهش یافته، با استثمار شدید کارگران و مرگ تعدادی از آن‌ها ناشی از آلودگی هوا و کمبود اکسیژن در معادن بسته، تولید افزایش یافته و سود سرمایه دار تضمین گشته است. و همین معضلات در شکل و اندام دیگر در معادن باز وجود دارند.

این واقعیت که توسط دولتمردان رژیم سرمایه‌داری ایران اقرار می‌شود، گفتار داهیانه لنین را در آشتی ناپذیری طبقاتی پرولتاریا و سرمایه‌داری به اثبات میرساند.

معادن ایران نیز همانند بخش‌های دیگر صنعت و تولید بر مبنای امریه سرمایه‌داری جهان، هر روز بیشتر به بخش خصوصی محول می‌شود. در این گذر باند بازی و فساد ایدئولوژیک – سیاسی کل سرمایه‌داری با شفافیت خود را می‌نمایاند. اسماعیلی، معاون سابق امور معادن وزارت صمت، میگوید: «در فرآیند واگذاری این معادن تخلفات دیگری هم وجود دارد که مثلا در پهنه‌ای که معدن سرب وجود دارد با عنوان معدن آهک عرضه شده است.» ( العربیه فارسی 22 ژوئیهٔ 2022)

بر طبق گزارش مرکز آمار ایران «از مجموع ۴۹۷۴ معدن درحال بهره‌برداری، مالکیت ۴۵۴۳ معدن خصوصی،‌ مالکیت ۲۸۰ معدن، تعاونی و مابقی معادن عمومی بوده است.»

اکثر این صاحبان خصوصی و تعاونی‌ها نه تخصصی در کار معدن دارند و نه علاقه‌ای به رشته کار. هدف آن‌ها فقط خریدن ارزان یک معدن بزرگ، استثمار بی رویه نیروی کار، جمع ثروت در مدتی کوتاه به قیمت جان و هستی کارگران و سپس خواباندن معدن و تحویل آن به شخصی دیگر است.

با توجه به سهم بیش از ۳۰ درصدی از کل سرمایه گذاری کشور و سهم ۱ درصدی تولیدات معدنی در تولید ناخالص داخلی (طبق گذارش بانک مرکزی در خرداد ۱۳۹۹)، چپاول هولناک ثروت اجتماعی ایران توسط صاحبان بخش خصوصی و دولتی معدن به روشنی نمایان می‌شود. در واقع صاحبان معادن برای تولید ۱ درصد تولید ناخالص داخلی، ۳۰ درصد از کل سرمایه گذاری کشور را می‌بلعند.

مواد معدنی مهم غیر نفتی ایران عبارتند از: روی، قلع، منگنز، آهن، مس، طلا، نقره، سرب، اورانیوم، تیتانیوم، زغال سنگ، کرومیت، سنگ‌های قیمتی مثل الماس و فیروزه، گچ، نمک، خاک کشاورزی و مواد شیمیائی درمانی.

پول حاصل از فروش بعضی تولیدات معدنی اساسا در بودجه دولت و در تولید ناخالص داخلی محاسبه نمی‌شود. از آن جمله‌اند: اورانیوم، تیتانیوم، بعضی معادن طلا و نقره و برخی معادن بزرگ که جزو موقوفات آستان قدس رضوی می‌باشد. درآمد تمام و کمال بخشی از این معادن بین دولتمردان و آقازاده‌ها تقسیم می‌شود. از آنجایی که ایران تحت تحریم امریکا قرار دارد و ذخیره دلاری آن یا بلوکه شده و یا بلعیده گردیه است، بخش دیگر این مواد یا به صورت خام به مناطق گروه‌های تروریستی مثل حشد الشعبی در عراق و یا حوثی‌ها در یمن و یا بعضی کشورهای ارتجاعی منطقه مثل سوریه و کشورهای افریقائی صادر می‌شود مثل ۱۸ تن طلا که یک بار در مرز ترکیه توسط مرزبانان ترکیه ضبط شد و طلاهائی که با هواپیما برای حزب الله لبنان ارسال شده بود و در اسرائیل مجبور به فرود گردید.

چنان که ملاحظه می‌شود، درآمد اصلی معادن ایران یا به مصارف شخصی میرسد و یا در سطح بین‌المللی حیف و میل می‌شود.

در سال ۱۳۹۸ در معادن فعال ایران که « تجهیزات، ماشین آلات و صنایع متناسب و به روز وجود ندارد.» (سایت دنیای معدن  ۱۴۰۰/۰۸/۲۰ ۰۴:۴۹:۱۸) و از تجهیزات مستعمل و عقب مانده استفاده می‌شود، تعداد شاغلین ۱۰۷۰۷۴ نفر بوده است. (درگاه ملی آمار ۳۱.۴.۱۴۰۱)

معدن حفره‌ای در عمق زمین ویا گودالی عمیق است که کارگران آن را میخراشند و خراشیده ها را خارج می‌کنند تا روی آن‌‌ها به عنوان مواد خام  کار شود. اگر این حفره و یا گودال که هر روز عمیق‌تر می‌شود، با وسائل مدرن ایمنی مجهر نباشد، در هر لحظه‌ای می‌تواند ریزش کند و جان کارگران مشغول در آن را بستاند و یا آن‌‌ها را مادام‌العمر ناقص‌العضو کند. در ایران دقیقاً چنین شرایطی در معادن حاکم است.

تا کنون هزاران از کارگران میهن ما در جریان استخراج مواد معدنی جان خود را از دست داده‌اند.

در سال ۱۳۹۶ بر اثر انفجار معدن زغالسنگ در استان گلستان ۴۳ تن از کارگران جان باختند.

خبرگرای پانا که وابسته به دولت است در این مورد چنین می‌نویسد: «شمار حوادث معدنی ایران از ۸۷۶ مورد در سال ۲۰۰۹ میلادی (۱۳۸۸ خورشیدی) به ۱۱۷۷ مورد در سال ۲۰۱۲ (۱۳۹۱) افزایش یافت. در ایران بخش زیادی از حوادث ناشی از کار از سوی کارفرمایان گزارش نمی‌شود.» جان کارگران را میگیرند، آن‌ها را در پروسه کار ناقص می‌کنند، مزدشان را هم نمیپردازند و از این همه بی عدالتی به مقامات سرمایه‌دار خود هم گزارش نمی‌دهند زیرا در صورت گزارش صحیح، صاحبان معدن باید حق الحساب اربابان را درست تقیم کنند.

ایسنا در ۳ آبان ۱۴۰۰ می‌نویسد: «در سال ۱۳۹۸ بیش از ۱۷۰۰ حادثه معدنی اتفاق افتاده... تعداد وقوع حادثه و افراد حادثه دیده در معان نسبت به سال ۱۳۹۷ افزایش داشته است.» ایسنا فقط تعداد حوادث را می‌گوید و از تعداد جان باختگان آگاهانه صحبتی به میان نمی‌آورد. این در حالی‌ست که سایت اخبار فولاد می‌نویسد: «رتبه دوم معدن در ردهبندی بیشترین تلفات نیروی کار» چنان که ملاحظه می‌شود تعداد تلفات انسانی در حوادث معادن رو به افزایش است.

سایت اخبار معدن مقایسه جالبی دار: در مقطع زمانی ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۲«بطور متوسط آمار تلفات معادن زغال سنگ ایران بیش از 100 برابر آمریکا بوده است». چه عواملی تلفات کارگران معدن ایران را صد برابر تلفات کارگران معدن آمریکا کرده است؟

۱- نبود ابزار کار مدرن و پیشرفته.  ۲- نبود تجهیزات ایمنی در پروسه کار. ۳- عدم پراخت حقوق کافی به کارگران برای یک زندگی حداقل.  ۴- جو امنیتی و سرکوب کارگران در معادن.

غلامحسین عشقی، کارشناس ارشد ایمنی و بهداشت کار، در گفتگو با ایلنا می‌گوید: «معادنی در کشور وجود دارند که پروانه بهره‌برداری ندارند. کارگران این معادن بیمه نیستند و حداقل‌های اداره کار در مورد آنها رعایت نمی‌شود. آمار مرگ ناشی از کار در این معادن را در دست نداریم و حتی گاهاً صدایشان به رسانه‌ها نیز نمی‌رسد. احتمال دارد که به وزارت کار آمار اشتباه رسیده باشد.»

در نتیجه ما با یک جنایت نیمه استتار شده دولتی  و خصوصی سرمایه‌داری در مورد کارگران معان ایران رو به رو هستیم.

وضعیت کارگران معدنی در پروسه تولید ، دشمنی و دد منشی طبقاتی بورژوازی علیه کارگران به ویژه کارگران معدنی را با شفافیت نشان میدهد.

از کل تعداد کارکنان معدن، ۲۱۸۰۷ نفر کارگر ساده، ۳۰۵۵۳ نفر کارگر ماهر، ۸۱۸۴ نفر تکنسین، ۸۷۰۴ نفر مهندس و ۱۸۱۵۳ نفر شاغلین امور حمل‌ونقل بوده‌اند. همچنین متوسط تعداد شاغلان غیرتولیدی اداری، مالی و خدماتی در بخش معدن هم ۱۹۶۷۱ نفر بوده است.

بر مبنای داده‌های مرکز آمار ایران که در بالا بدان اشاره رفت، تعداد کارگران ساده و ماهر و تکنیسین‌ها ۶۰۵۴۴ نفر بوده که با حدود ۱۸۰۰۰ کارگر خدماتی، ۷۸۵۴۴ نفر یعنی اکثریت مطلق کارکنان معدن را تشکیل میدهند.

همین مرکز می‌گوید: « معادن ۵ تا ۹ نفر بیشترین و معادن دارای ۵۰۰ نفر و بیشتر کمترین میزان تعداد شاغلین را داشته‌اند.

این بدان معنی است که اکثریت زحمتکشان در معادنی کار می‌کنند که اساسا دارای ابزارها ابتدائی هستند. زیرا معادنی که ۴ تا ۹ نفر کارگر دارد، قادر به تهیه ابزار مدرن و گران قیمت نیست. به همین جهت کار با ابزار عقب مانده در شرایط سخت و فشار استثمار و رنج کار در این معادن کمر کارگران را خم می‌کند. این شرایط تحمل ناپذیر از آن کارگرانی است که رسمی هستند و قوانین کار در موردشان تا اندازه‌ای رعایت می‌شود. ولی بر مبنای گفته عشقی تعداد عظیم کارگرانی که حداقل‌های اداره کار در باره‌شان رعایت نمی‌شود و بی نام و نشان هستند، در جهنمی به نام معدن جانشان را به معدن‌داران می‌بازند.

جنبش کمونیستی موظف است توجه خاصی به این بخش از طبقه کارگر داشته باشد. باید جنایاتی که به طور سیستماتیک، پنهان و اشکار علیه کار و زندگی این کارگران اعمال می‌شود در وسیع‌ترین ابعاد افشا شود. این وظیفه ما کمونیست‌هاست. شرایط کار این کارگران طوری‌ست که آن‌ها را بسیار سازمان پذیر پرورش میدهد. این توان بالا را دریابیم.

  شیوه تفکر یک خرده بورژوا: بعضی خرده بورژواها عاشق سخنوری و میکرفون هستند. خود را مارکسیست دو آتشه نشان می‌دهند، به همه جنبش کمونیستی از سر تا پا ایراد می‌گیرند و انتقاد می‌کنند ولی از هر تشکلی گریزانند و محدودیت‌های تشکیلاتی را مثل حلقه طناب دار بر گردن خود می‌بینند. با هر گام جنبش انقلابی به اوج، روحیه این خرده بورژواها افت می‌کند.