مرحله انقلاب ایران سوسیالیستی‌ است نه “دمکراتیک“
 
ایران یک کشور سرمایه‌داری است. نظام آن بر مبنای تولید صنعتی بنا گردیده و ثروت اجتماعی عبارت است از انباشت ارزش اضافه  > مطالعه بیشتر...

تحریف تروتسکیستی رویدادهای تاریخی (ادامه)

نوشته: علی رسولی

سال1937 سال آغاز جنگ است». پیاتاکف از قول تروتسکی ادامه   

می‌دهد: «لازم به گفتن نیست که این‌ها به خاطر عشق به تروتسکیست‌ها نیست که می‌خواهند این کار را برای ما انجام دهند. صریحاً بگویم که این‌ها فقط برای به دست آوردن آن چیزهائی که ما بعد از به دست گرفتن قدرت به آنها قول داده‌ایم ، این کار را برای ما انجام می‌دهند.... این زائد است که ما برای یکایک طرفداران جبهه، جزئیات قرارداد خود را با آلمانی‌ها افشاء کنیم، این کار آن‌ها را می‌ترساند.

تشکیلات ما در کلیت‌اش لازم نیست که از جزئیات پیمان‌ها با دولت‌های فاشیستی مطلع شود. این نه امکان دارد و نه قابل توصیه است که متن کامل قرارداد در اختیارهمه قرارگیرد و یا حتی آن را به اطلاع تعداد زیادی از افراد خودمان برسانیم. درحال حاضر فقط  یک گروه محدود باید از تمامی آن اطلاعات با خبر باشد.... ما سوسیال دموکرات‌ها در مجموع پیشرفت‌های سرمایه‌داری را به عنوان یک پدیده مثبت مورد تأئید قرار می‌دادیم.... اما ما وظایف مختلفی داشتیم، به عبارت دیگر، مبارزه را علیه سرمایه‌داری سازماندهی می‌کردیم تا گورکنان (کارگران) این سیستم را دفن کنند. اکنون درست همین وظیفه را امروز داریم و نقش ما نه تقویت رژیم استالینی، بلکه دفن این رژیم است.»

پیاتاکف در دادگاه در مورد نامه تروتسکی و دیدار با وی اظهار داشت که: «به من و رادک احساس خیلی بدی دست داد و ما فکرکردیم که امتناع کنیم، امّا نه تنها امتناع نکردیم بلکه به انجام همان کاری که اقدام کرده بودیم، ادامه دادیم..... ما به یک بن‌ بست رسیده بودیم».

پیاتاکف به خرابکاری‌ها اعتراف می‌کند: «من در گذشته نشان دادم که خرابکاری‌ها به طورعمده در صنایع ذغال سنگ و شیمی، در اوکرائین شروع شدند.... گروه تروتسکیستی در غرب سیبری تخریب‌ها را در صنعت ذغال سنگ فعالانه انجام دادند. این کار توسط گروه زینویف نیز انجام می‌گرفت. کارِ گروه‌های نسبتاً زیادی این بود که انبارهای ذغال را در معادن آتش بزنند.... در کارخانه اتحادیه شیمی در کمروو خرابکاری شد. این طور برنامه ریزی شده بود که راه اندازی کارخانه‌ها به تعویق انداخته شوند، بودجه در راه اهداف فرعی به هدر رود و بدین ترتیب ساختمان‌های بزرگ به جای این که برای استفاده آماده شوند، در همان مراحل اولیه باقی می‌ماندند. در نیروگاه‌های برق اقداماتی انجام گرفت که در نتیجه، ظرفیت شبکه برق حوزه‌ی کوستنت پایین آمد».

او در دادگاه اعتراف کرد که به  نورکین مأموریت داده بود که: «خود را در صورت بروز جنگ، برای نابود سازی کارخانجات از طریق آتش سوزی و یا انفجار، آماده سازد».

پیاتاکف در مورد دستورالعمل تروتسکی اظهار داشت که او: «مطرح کرد: در حال حاضر، قدرت گیری کاملِ هیتلر، موضع او را در مورد عدم امکان ایجاد سوسیالیسم در کشوری واحد تأیید می‌کند و این که جلوی یک درگیری نظامی را نمی‌توان گرفت. ما، تروتسکیست‌ها، باید به عنوان یک قدرت سیاسی باقی بمانیم. بنابراین نباید بی عمل بنشینیم و فقط تحسین کنیم بلکه باید از پیش در مورد شکست در جنگ، موضع گیری و برای وقوع آن فعالیت کنیم. به همین دلیل باید کادرها را آماده کرد.... یاد دارم که تروتسکی گفت، یک دولت ائتلافی بدون پشتیبانی‌های ضروری از طرف دولت‌های خارجی، نه می‌تواند قدرت را به دست گیرد و نه قادر است آن را حفظ کند. به همین دلیل، مسأله ما برای آینده می‌بایستی چنین باشد که از پیش قرارداد مشابهی با وحشی‌ترین دولت‌های خارجی، آلمان و ژاپن، امضاء کنیم و این که من، تروتسکی، به سهم خودم اقدامات ضروری را برای ارتباط با دولت‌های آلمان و ژاپن اتخاذ کردم».

پیاتاکف در آخرین دفاعیه خود گفت: «من سال‌های متمادی تروتسکیست بودم. من دست در دست تروتسکیست‌ها کار می‌کردم.... باورنمی‌کنید آقای قاضی،.... که من در طول این سال‌هائی که در غیر قانونی بودن خفقان آور تروتسکیستی به سربرده‌ام، ندیده‌ام که این کشور چگونه پیش می‌رفته است! باور نمی‌کنید، که من نفهمیده‌ام، چه چیز در صنعت انجام یافته، من به شما صریحاً می‌گویم: هر گاه من از غیر قانونیت تروتسکیستی بیرون آمده و به کار عملی خود می‌پرداختم، یک احساس سبک به من دست می‌داد و از نقطه نظر انسانی، این دوگانگی نه فقط یک رفتار ظاهری که هم چنین یک دوگانگی درونی نیز بود.... در چند ساعت دیگر، شما حکم خود را صادر خواهید نمود.... یک خواهش مرا رد نکنید، آقای قاضی این را رد نکنید، که من این حق را احساس کنم، که من در پیش چشم شما، اگر چه دیر، از درون خود این قدرت را یافتم، که خود را از گذشته‌ی جنایت‌کارانه‌ی خود خلاص نمایم» (دادگاه سوم مسکو1938).

چرنُف یکی دیگر از جاسوسان خرابکار بود . او در همان دادگاه اعتراف کرد که: «وظیفه اصلی که سازمان جاسوسی آلمان به من داده بود.... برای رسیدن به دو هدف بود: نابود کردن غله‌ها و خشمگین ساختن کشاورزان، متوقف سازی ساخت انبارها و آسانسورها». در ادامه گفت: «سازمان جاسوسی آلمان برنامه‌ ریزی وسیعی را برای ضربه زدن به اسب‌ها از طریق خوراک اشتباه، انجام داده بود. آن‌ها از این طریق قصد داشتند که دسترسی ارتش سرخ به اسب‌ها را هرچه کمتر کنند. در مورد بذرهای کشاورزی باید بگویم که ما تمام سعی خود را نمودیم که در برنامه تحویل آن‌ها اختلال به وجود  آوریم، آن‌ها را با هم مخلوط می‌کردیم و به این ترتیب، سطح تولید را در کشور پایین می‌آوردیم. در مورد پرورش گاوها و گوسفندها ما نژادهای اصیل برای بارآوری بهتر دام‌ها را، می‌کشتیم و سعی می‌کردیم که با ایجاد خرابکاری، مانع تغذیه کافی آن‌ها بشویم و به این ترتیب سطح مرگ و میر بین آن‌ها را بالا ببریم. در ضمن با روش‌های مصنوعی، خوراک آن‌ها را آغشته به میکرب می‌کردیم. به منظور این‌که آمار مرگ و میر را بین گله‌ها در شرق سیبری بالا ببریم، من به رئیس مرکز دامپزشکی، گینسبورگ که عضو سازمان دست راستی‌ها هم بود گفتم که سرُم ضد سیاه زخم رابه آن جا نفرستد. وقتی در سال 1936 اپیدمی بیماری سیاه زخم در شرق سیبری شروع شد، سرُمی برای استفاده وجود نداشت. من نمی‌توانم دقیقاً بگویم که چند اسب در این رابطه از میان رفتند، ولی مسلماً کمتر از 25000 نبودند».

چرنُف درباره دستورالعمل تروتسکی به هنگام مأموریت در خارج از شوروی گفت که او وظیفه داشت «به منظور تضمین مواضع کینه جویانه دولت‌های سرمایه‌داری علیه اتحاد جماهیر شوروی، با کمک انترناسیونال دوم، افکارعمومی را در کشورهای سرمایه‌داری آشفته کند».

چرنُف درباره سایر وظایف خود گفت: «مأموریت ما این بود که تراکتورها، کمپاین‌ها و ماشین آلات کشاورزی را غیرقابل استفاده کنیم و دیگر این که در معاملات تجاری ماشین‌ها، بی نظمی به وجود آوریم».

چرنُف از رابطه خود با ریکُف پرده برداشت و گفت که ریکُف به او گفته بود: «اگر ما برای کسب قدرت به شکست شوروی نیاز داریم پس نه تنها باید در تسریع این شکست بکوشیم بلکه به همان ترتیب باید از طریق تضعیف نیروهای نظامی و اقتصادی اتحاد جماهیر شوروی، به جریان شروع جنگ نیز سرعت بخشیم».

ریکُف در دادگاه سوم مسکو(1938 ) اعتراف کرد که از سال 1932 «مواضع ما نسبت به ترور به عنوان روشی مبارزاتی برای به دست گرفتن قدرت شکل گرفت و بازتاب‌های عملی آن‌ها نمایان شدند».

ریکُف همچنین اقرارکرد که: «من بعدها در سال 1935 با تروریستی به نام  کوتوف، یک عضو برجسته‌ی سازمان دست راستی‌های مسکو صحبتی داشتم و در سال 1934 به منشی سابق خودم آرتمنک دستور داده بودم که مراقب رفت و آمد ماشین‌های دولتی باشد. در همین دوران، بوخارین در مورد مسئله ترور با یک سوسیال رولوسیونر، سیمونوف، ارتباطی به وجود آورد. بوخارین گفت که از طریق  سیمونوف، حمله‌ای را علیه استالین ترتیب داده است».

ریکُف درباره گروه کودتاگران نظامی گفت، هدف آن‌ها: «بهره برداری از جنگ برای سرنگونی دولت بود ».

زلنسکی اعتراف کرد که دست راستی‌ها موفق شدند «درسال 1936 پنجاه واگن قطار را با تخم مرغ نابود کنند و مسکو را بدون تخم مرغ بگذارند». شعار آن‌ها این بود: «به هر چه می‌‌توانی آسیب برسان» و اعتراف کرد در کره، شیشه و میخ مخلوط می‌کردند تا: «گلو و شکم مردم را پاره کند». هم چنین اقرار کرد که ما «کالاهای تابستانی را در زمستان و کالاهای زمستانی را در تابستان تحویل می‌دادیم».

او با اشاره به دستورگیری از  اسمیرنوف گفت: «یک کشاورزی کولاکی نیرومندی را به وجود آوریم» و «در ساختن تعاونی‌ها وقفه ایجاد و آن‌ها را تضعیف کنیم».

مطالعه کل مقاله

  شیوه تفکر یک خرده بورژوا: بعضی خرده بورژواها عاشق سخنوری و میکرفون هستند. خود را مارکسیست دو آتشه نشان می‌دهند، به همه جنبش کمونیستی از سر تا پا ایراد می‌گیرند و انتقاد می‌کنند ولی از هر تشکلی گریزانند و محدودیت‌های تشکیلاتی را مثل حلقه طناب دار بر گردن خود می‌بینند. با هر گام جنبش انقلابی به اوج، روحیه این خرده بورژواها افت می‌کند.