تخریب محیط زیست ایران یعنی تخریب بنیان‌های اساسی زندگی مردم ایران

 یوسف یوسفی مدیر کل سازمان حفاظت از محیط زیست استان مرکزی می‌گوید‌: «نیروگاه شازند اراک در شبانه‌روز چهار میلیون لیتر مازوت می‌سوزاند.» (ایسنا – کد خبر ۹۹۱۰۱۵۱۱۱۳۸). مازوت نوعی نفت کوره با کیفیت پائین است که ویسکوزیته (گران‌روی) آن بسیار بالاست. در اثر سوزاندن مازوت، گاز sox منتشر می‌شود که در غلظت 10ppb بوی ناخوشایند آن زیاد نیست و خطرش برای سلامتی نیز اندک است ولی وقتی غلظت آن به 500ppb و بالاتر می‌رسد آنوقت دارای بوی ناخوشایند و زننده‌ایست که کشنده است. این همانند ذرات معلق در هواست که بافت‌های ریه و اندام‌های تنفسی را چون خنجر می‌خراشد، باعث آسم و سرطان می‌شود، پوست بدن را چون اسید قوی می‌خورد و حساسیت‌های خطرناک و سرطان پوست به وجود می‌آورد.

وجود این گاز در طولانی مدت در هوا، در قطرات باران حل می‌شود، و به صورت باران‌های اسیدی زمین را آنچنان مسموم می‌سازد که گیاهان قادر به ریشه دواندن در خاک نخواهند شد. لذا کل طبیعت یک منطقه تغییر می‌کند.

ولی سرمایه‌داری بی رحم‌تر از آن است که از سود خود به نفع زندگی دست بکشد. سرمایه‌دار برای یک تک ریالی روی نعش هزاران انسان می‌رود. این جنایت سیستم سرمایه‌داری با قدرت اسلحه رژیم جمهوری اسلامی حداقل در استان مرکزی در حال اجراست. یوسفی در ادامه می‌گوید: «مازوت سوزی نیروگاه حرارتی شازند سال گذشته از ۲۰ آبانماه با چهار واحد آغاز شد و تا ۱۶ اسفند ماه، حدود ۷۵۰ میلیون لیتر مازوت توسط این واحد سوزانده شد.» حال می‌شود به ابعاد فاجعه‌ای که فقط این گاز مسموم در زندگی مردم استان و استانهای مجاور ایجاد کرده است، پی برد.

این در حالی‌ست که  رئیس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم سازمان حفاظت از محیط زیست ایران، داریوش گل‌علیزادە، می‌گوید: «سال گذشته در ۳۳ شهر مرگ بیش از  ۲۶ هزار نفر بر اثر آلودگی ‌هوا ثبت شده و خسارت وارده نیز، ۱۱ میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار بوده است. همچنین در تهران آلودگی هوا تنها در سال گذشته ۶ هزار مرگ ‌ومیر با خسارت سه میلیارد دلاری را رقم زده است.» (VOA - ۱۳ آذر ۱۴۰۲) مرگ ناشی از آلودگی هوا در ایران ۱۲٫۵ درصد علل کلیه مرگ‌هاست

خسارات نام برده شده، یعنی خسارت جانی و مالی را مردم فقیر جامعه پرداخته‌اند. و سود حاصله اکنون در جیب دولتمردان سرمایه‌دار است. هوای آلود ناشی از سوخت ناسالم در کارخانه‌ها و خودروهاست. کارخانه با سوخت ناسالم ولی ارزان راه اندازی می‌شود تا میلیون‌ها کارگر استثمار شوند و ارزش اضافه تولید شده را سرمایه‌دار به غارت ببرد.

ساختن کارخانه در ایران نُرم و استانداردی ندارد. هر کس که رابطه نزدیک با حاکمین دارد و یا خود جزو ‌آنهاست، می‌تواند در هر نقطه‌ای حتی وسط شهرها کارخانه بسازد.

نمونه برجسته آن، شهر اراک است. در اطراف شهر مرکزی استان مرکزی یعنی اراک کارخانجات عظیمی ساخته‌اند که مرتب در حال تولید گازهای سمی هستند. از هر سو که باد بوزد، این گازها را وارد شهر می‌کند و مردم را بیمار و وامانده می‌سازد.

منطقه

ارتفاع از سطح دریا

کرمان

۱۷۶۰ متر

اراک

۱۷۰۸ متر

زنجان

۱۶۳۸ متر

اصفهان

۱۵۷۱ متر

اهواز

۱۸ متر

ویکیپدیا – ۱۸ دسامبر ۲۰۲۳

هنر دولتمردان جمهوری اسلامی ایران در این خلاصه نمی‌شود. در آن سوی دیگر ایران، پروژه خانمان سوز دیگری را در دست اجرا دارند که برایشان بسیار سود آور است: پروژه انتقال آب به مناطق مرکزی ایران، اساساً برای مصرف کارخانجات.

این پروژه را از چند جانب باید بررسی نمود:

۱- اگر به جدول روبرو دقت شود، معلوم می‌گردد که مثلاً منطقه اصفهان ۱۵۷۱ متر از سطح دریا و در این مورد مشخص از سطح خلیج فارس بالاتر است. لذا برای رساندن آب خلیج فارس به کارخانجات اصفهان، باید آب را با پمپاژهای قوی به بالا فرستاد. در عین حال باید حوضچه‌هائی نیز در ارتفاع‌های مختلف درست کرد که آب از حوضچه پائین به حوضچه بالاتر انتقال یابد تا به سطح منطقه اصفهان برسد. فقط این بخش پروژه میلیاردها دلار خرج دارد. یعنی میلیاردها دلار سود به انبان صاحبان کارخانجات سازنده این پروژه سرازیر می‌کند.

۲- در هر حوضچه‌ای آب شور دریا وارد آب‌های زیر زمینی شده و آب‌ مورد استفاده کشاورزی را به طور کامل بی مصرف می‌سازد.

۳- اگر آب در کنار دریا تصفیه شده و به آب شیرین تبدیل شود (این امر توسط کلیه کشورهای اطراف خلیج فارس منجمله ایران در حال انجام است)، کل اکوسیستم منطقه کنار دریا را تخریب می‌کند و اگر آب شور در بالا و نزدیک کارخانه به آب شیرین تبدیل شود این تخریب ابعاد مصیبت‌باری برای شرب مردم و کشاورزی منطقه به همراه می‌آورد.

۴- این پروژه آنچنان مخرب است که می‌تواند کشاورزی منطقه وسیعی را به نابودی بکشاند و میلیون ها نفر را از خانه و کاشانه‌شان کوچ دهد.  بر خلاف تبلیغات سرمایه‌گذاران در این رشته و دولت حامی آن‌ها، استاندار اصفهان مجبور به اقرار می‌شود که «براساس توافقی که در جلسه وزارت نیرو در مهرماه ۱۴۰۱ انجام شد، مقرر شد تا ۳۰ درصد این پروژه انتقال آب برای شرب لحاظ شود و ۷۰ درصد برای صنعت مورد استفاده قرار گیرد.» (ایلنا - کد خبر: ۶۹۱۳۸۱)

در مرحله نخست انتقال آب از دریای عمان ۷۰ میلیون مترمکعب و در مرحله دوم ۴۰۰ میلیون مترمکعب آب به اصفهان انتقال داده می‌شود. (ایلنا – کد خبر: ۸۵۲۴۲۲۹۰)

آن وقت مردم اصفهان باید به دلیل تخریب همه جانبه محیط زیست و ریزشهای عمیق زمین و همه آثار باستانی از شهر خود کوچ کنند.

۵- مضر بودن این پروژه را همه می‌دانند، بسیاری هم بدان انتقاد کرده‌اند ولی قدرت مافیای مالی سیاستمداران سرمایه‌دار بالاتر از قدرت انتقاد  است. فقط قدرت گلوله و شمشیر می‌تواند چنین پروژه‌هائی را مسکوت گذارد. آن‌ها فقط انتقاد گلوله را می‌فهمند.

مافیای صادرات و واردات که هم دارو سازی ایران را نابود کرده و هم چون موش ریشه کشاورزی صنعتی و صنعت شهری ایران را می‌جود، دست در دست مافیای آب، با سیاست‌ها و اعمال مخرب ولی سود آور برای خودشان، کل سیستم آب رسانی سالم کشور را نابود کرده‌اند.

خشک شدن روز افزون مراتع، خشک شدن تقریباً تمام دریاچه‌های ایران، فروکش زمین که در مناطقی به عرض یک اتوبان و طول بیش از ۷۰ کیلومتر است، روند انتشار شبکه‌ای و قابل سنجش روزانه آن که کلیه زمینه‌های زندگی روزمره  مثل امنیت شهر‌ها و جاده‌ها، امنیت آثار باستانی، امنیت آبهای زیر زمینی و... را در خطر جدی بلاواسطه و بلافاصله قرار داده است، عوارض چنین سیاست‌هائی‌ست.

این پروژه تمام خواهد شد. ده‌ها میلیارد دلار سود نصیب شرکت‌های سازنده که یکی دو سیاستمدار ایرانی در رأس آن‌ها نشسته‌اند، خواهد کرد و سپس بعد از خسارات جبران ناپذیر به محیط زیست، باد فراموشی بر آن خواهد وزید.

وقتی مافیای آب ، آبهای زیر زمینی را به خاطر سود، بی رویه از اعماق زمین بیرون می‌کشد، آب دریا را برای سود به بلندی‌های خشک کشور می‌کشاند، آب رودخانه‌ها را ارزان به کشورهای خارجی و یا کارخانجات داخلی می‌فروشد، باعث تغییرات ویران کننده‌ای در محیط زیست موجود زنده می‌گردد. فساد آنچنان گسترده و آشکار است که صدای دست اندرکاران را نیز در آورده است:

رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی مجلس شورای اسلامی، عباس رجائی، می‌گوید: «به علت فرسایش شدید خاک، حوزه‌های آبخیز سدهای کشور دارای ۲۵۰ میلیون متر مکعب رسوب دهی در سال است و در بخش کشاورزی، هر سال بیش از ۲ میلیارد متر مکعب  خاک حاصلخیر در اثر فرسایش خاک شسته شده و موجب از بین رفتن هزاران هکتار زمین و کاهش تولید محصول می‌شود ... سالانه وسعتی بالغ بر ۴۰۰ هزار هکتار از اراضی حاصلخیز کشور دستخوش فرسایش می‌شود که ارزش اقتصادی خسارات سالانه فرسایش خاک در ایران ۱۰ هزار میلیارد ریال معادل تخریب یک میلیون هکتار زمین کشاورزی برآورد شده است.» (انجمن علمی سیستم‌های سطوح آبگیر باران ایران)

یکی از عوامل مهم فرسایش خاک، دخالت انسان در مجاری طبیعی سیلاب‌ها، استفاده بی رویه از آب‌های زیر زمینی و آلودگی شدید اتمسفر منطقه‌ای، جنگل‌زدایی و بیابان‌زایی‌ست.

یکی دیگر از علل فرسایش خاک، رانش زمین و هوای مسموم اکثر شهرهای ایران، انباشت زباله کارخانجات و زباله شهری در کنار شهرها و در مناطق جنگلی است. برای مثال: «بحران زباله در جنگل‌های سراوان رشت، مساله‌ای ۴۰ ساله با کوهی ۱۱۰ متری از زباله انباشته شده است که انواع آلودگی‌های زیست محیطی اعم از آبهای سطحی و زیرزمینی تا تخریب جنگل را در پی داشته و زندگی را برای مردمان منطقه دشوار کرده است.» (ایرنا – قرائت در ۱۹ دسامبر ۲۰۲۳)

جمهوری اسلامی همانند دیگر کشورهای سرمایه داری نشان داده است که قادر به حل مشکل محیط زیست نیست.

تخریب محیط زیست شاهکار تنها رژیم جمهوری اسلامی ایران نیست، کلیه نظام‌های سرمایه‌داری از آمریکا گرفته تا چین، از روسیه تا اروپا، همه و همه مشغول تخریب همه جانبه محیط زیست هستند. همین امروز بر سر مردمان غزه بمب فسفری می‌بارند همان طور که در یوگوسلاوی باریدند. بمب اتمی بر سر مردم می‌ریزند، همان طور که در هیروشیما و ناکازاکی صدها هزار نفر را در عرض چند ثانیه کشتند و اتمسفر کره زمین را به شدت آلودند.

آقای مصطفی رضیئی، نویسنده مقاله‌ای در رادیو زمانه دنبال راه چاره می‌گردد و می‌گوید: «با وجود این تغییر می‌تواند متحقق شود، آن‌هم با آموزش عمومی و برنامه‌ریزی‌ای که اپوزیسیون خارج از ایران انجام دهد ... عمدا ننوشتم چه خواهید کرد، چون زمان برنامه‌ریزی برای حفظ محیط‌ زیست ایران، امروز است نه فردا. نمی‌توان کار امروز را به فردا انداخت، نباید هم چنین کرد.» (رادیو زمانه)

موضعگیری آخر آقای رضیئی کاملاً درست است. کار امروز را نباید به فردا افکند ولی موضع اول ایشان بسیار سطحی و رؤیائی است. تخریب محیط زیست ایران در ذات سود جوئی سرمایه‌داری‌ست. فقط با آگاهی و آن هم از خارج کشور و با اقدامات کوچک برخی از طرفداران محیط زیست در ایران، هیچ محیط زیست تخریب شده‌ای احیا نمی‌شود.

پایان تخریب محیط زیست مقارن خواهد بود با پایان استثمار طبقه کارگر. لذا با سرنگونی نظام سرمایه‌داری و قطع استثمار طبقه کارگر و استثمار طبیعت خاتمه می‌یابد.

آگاهی دادن به مردم در مورد محیط زیست باید با آگاهی دادن به آن‌ها در مورد آلترناتیو سوسیالیستی همراه باشد والا کوبیدن بر طبل توخالی‌ست. واقعا هم آگاهی دادن و سازماندهی مردم برای سرنگون ساختن سرمایه‌داری را نباید به فردا افکند، کار امروز است.

نظم کمونیستی

15.01.2024

شیوه تفکر یک خرده بورژوا: غیبت کردن یکی از خصوصیات برجسته یک خرده بورژواست. او قادر است بنشینند و ده‌ها ساعت پشت سر یک نفر بد گوئی کنند ولی اگر کسی پشت سر او کمبودش را بیان کرد، تا ابد در ذهن‌اش از او انتقام می‌گیرد.