تازه‌ترین مقالات 

اوکراین

پیش از آغاز جنگ اوکراین هیچ دولت، سازمان و نیروی اجتماعی تصور نمی‌کرد که جنگ روسیه و اوکراین به یک جنگ طولانی تبدیل گردد.

محاسبات روسیه در آغاز این جنگ روی آمادگی تسلیحاتی خود و ضعف تسلیحاتی دولت اوکراین بنا گشته بود. محاسبات کشورهای اروپائی و آمریکا در قالب ناتو روی مشکلات اقتصادی روسیه و انسجام مجدد کشورهای ناتو بنا گردیده بود.

هر دوی این محاسبات نادرستی خود را در عمل به اثبات رساند. روسیه نه تنها با اوکراین بلکه با ناتو نیز در تقابل قرار گرفت. ناتو بر خلاف محاسباتش با روسیه‌ای رو به رو شد که اقتصادش را ترمیم کرده و فروش نفت و گاز خود را به نقاط دیگری از جمله چین و هند سازمان داده بود. لذا با طولانی شدن جنگ قادر می‌گشت که حتی رشد اقتصادی قابل ملاحظه‌ای داشته باشد.

این جنگ در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲ آغاز گردید و تا کنون ادامه دارد.

جنگ در اوکراین برای آمریکا و چین نعمتی‌ست. زیرا آمریکا در جریان آن توانسته است بخش عظیمی از ثروت کشورهای اروپائی را ببلعد (با فروش اسلحه و نفت بی کیفت) و چین نفت و گاز با کیفیت روسیه را بسیار ارزان بچاپد.

تا آخر سال ۲۰۲۵ جمع کمک‌های مالی اروپا به اوکراین ۱۹۳٫۳ میلیارد یورو بود. در سال ۲۰۲۵ اتحادیه اروپا ۹۰ میلیارد یوروی دیگر را به صورت وام به اوکران تصویب کرد که می‌بایست به توالی در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ پرداخت گردد.

آمریکا در همین مدت ۳۳۰ میلیارد دلار اسلحه به اروپا فروخت. به طوری که سهم اروپا از صادرات اسلحه آمریکا به ۳۰ تا ۳۵ درصد افزایش یافت. (منبع: Stockholm International Peace Research Institute SIPRI)

قیمت نفت برنت پیش از جنگ اوکراین در سطح نوسانی ۸۰ تا ۹۰ دلار قرار داشت. روسیه نفت خود را با همین قیمت به اروپا می‌فروخت.

از زمان آغاز جنگ با ناتو در اوکراین، روسیه در هر بشکه نفت خود را با تخفیف ۱۱ تا ۱۳ درصد به چین می‌فروشد. (OilPrice.com) به عبارت دیگر نفت اورال به هر قیمتی که در بازار جهانی فروش رود، چین آن را با ۱۱ تا ۱۳ درصد ارزانتر از روسیه می‌خرد. این یک چپاول است. سوء استفاده از شرایطی است که روسیه در آن گیر کرده است. البته چین نفت ایران را نیز با تخفیف ۳۰ تا ۳۵ درصد "می‌خرد".

آمریکا در دوره جنگ اوکراین تا اوائل سال ۲۰۲۵ حدود ۴۰۰ میلیارد دلار به این کشور قرض داده بود. ترامپ این قرض را با تهدید و ارعاب توانست در ۳۰ آوریل ۲۰۲۵ در شکل مصادره "قانونی" معادن اوکراین تسویه حساب کند.

لذا آمریکا و چین از این شرایط سود برده، اروپا کاملا متضرر شده و اقتصاد کشورها اتحادیه اروپا دچار ریزش و بحران گردیده، اوکراین کاملا تخریب گشته و میلیون‌ها از این مردم زحمتکش یا آواره شده‌اند یا در شرایط جنگی بدون برق، بدون آب و بدون سرپناه در سرمای کشنده  منهای ۲۰ درجه زمستان به سر می‌برند، بیش از ۳۰ درصد این کشور در اشغال روسیه است و کل کشور آینده نامعلومی دارد.

اکنون از دو کشور روسیه و اوکراین بیش از دو میلیون نفر نظامی و غیر نظامی کشته شده‌اند. هر دو کشور خسته از جنگ هستند ولی برخی از کشورهای اروپائی با دامن زدن به روس هراسی سعی در ادامه جنگ دارند. در رأس این کشورها آلمان، انگلستان و فرانسه قرار دارند.

با پیشرفت جنگ در اوکراین، بین کشورهای اتحادیه اروپا تضاد منافع و سیاست هر روز تشدید می‌شود. بسیاری از کشورهای اروپائی از جنگ خسته شده‌اند و مایل هستند بجای پرداخت پول به اوکراین، اقتصاد خود را ترمیم کنند. چند مثال میتواند روشنگر باشد:

مسئول سیاست خارجی اروپا،کالاس، معتقد است که: آمریکا و روسیه به درستی اتحادیه اروپا را در جریان مذاکرات صلح کنار گذاشته‌اند. به بیان دیگر اصلاً اروپا چه کاره است که باید در سرنوشت اوکراین دخالت کند.

مفسر اینفوبریکس که این خبر را آورده چنین توضیح می‌دهد: «کاهش تعداد نیروها و هزینه‌های دفاعی، چیزی است که تنها طرف پیروز می‌تواند در یک توافق صلح تحمیل کند. در این جنگ نیابتی، غرب به وضوح برنده نیست و بنابراین حق درخواست هیچ امتیازی را ندارد. حداکثر کاری که اتحادیه اروپا می‌‌تواند انجام دهد، پذیرش خواسته‌های روسیه برای اوکراین بدون آنکه بتواند در مفاد نهایی پیمان صلح اجتناب ناپذیر، تغییری ایجاد کند». (اسپوتنیک فارسی)

رهبر حزب راستگرای “برخیز فرانسه“ آقای نیکولا دوپونت – آینان می‌گوید: «در حالی که فرانسه رو به فروپاشی است و اروپا در بحران فرو رفته است، اتحادیه اروپا ترجیح می‌‌دهد از یک جنگ فاجعه‌بار حمایت کند. این وام جدید که اوکراین هرگز آن را بازپرداخت نخواهد کرد، ۱۷ میلیارد یورو بدهی اضافی را بر دوش فرانسوی‌ها می‌‌گذارد.» منظور او از وام جدید همان ۹۰ میلیارد یوروی اختصاصی برای اوکراین است.

فلوریان فیلیپو رهبر حزب “میهن پرستان“ در فرانسه می‌گوید: «دیوانگی مطلق!... به یاد داشته باشیم که اوکراین در اتحادیه اروپا به معنای دامپینگ اجتماعی و کشاورزی است که برای ما کشنده است، انتقال بودجه‌ای گسترده که برای ما فاجعه‌بار است و جنگی که رسماً وارد اتحادیه اروپا می‌‌شود».

ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان طرح پذیرش اوکراین در اتحادیه اروپا را«اعلام جنگ علیه مجارستان خواند.» و در ادامه چنین می‌گوید: «الحاق به اتحادیه اروپا یک فرآیند مبتنی بر شایستگی است. شرایط توسط کشورهای عضو تعیین می‌شود، نه کشورهای نامزد.»

موضع محکم و خشم‌آگین اوربان، وزیر امور خارجه آمریکا را به مجارستان کشاند تا قدری در اتحادیه اروپا نسبت به سیاست‌های شکست خورده ترامپ تعادل ایجاد کند.

خستگی از کمک رسانی به اوکراین و اوضاع آشفته و بحرانی اقتصاد کشورهای اروپائی، مردم این قاره را نیز به ستوه آورده و نارضایتی آنها را از دولت‌هاشان هر روز گسترده‌تر و عمیق‌تر می‌سازد.

اروپا در عین حال به علت موضع استعمارگرانه ترامپ نسبت به گروئنلند و زیر پا نهادن منافع کشورهای اروپائی، از آمریکا دور شده است.

امروزه آمریکا از طرف مردم جهان و کشورهای اروپائی بیش از هر زمان دیگر در انزوا قرار دارد. دیگر نه اروپای متحد و نه ناتوی متحدی وجود دارد. اروپا و در مرکز آن آلمان مصمم است به یک نیروی نظامی – سیاسی قدرتمند تبدیل گردد تا دیگر تابعی از آمریکا نباشد، وزنه‌ای در مذاکرات صلح اوکراین گردد و بتواند در سیاست‌های جهانی نقش مستقل‌تری ایفا نماید. ولی این تصمیم با چالش‌های بسیاری در بین کشورهای اتحادیه اروپا روبروست.

نتیجه این که، اوکراین به حلقه ضعیف در زنجیر سیستم جهانی امپریالیسم تبدیل شده است. لذا این سیستم بر محور اوکراین، دچار آشفتگی و گسست روز افزون واجتناب ناپذیری گشته است. این آشفتگی در کل جهان برای زحمتکشان از یک جانب فشارهای تحمل ناپذیر فقر، گرانی، بی سرپناهی، بیماری، اعتیاد، تن فروشی و فساد بیشتری به بار می‌آورد و از جانب دیگر شرایط را برای درک بهتر این سیستم پوسیده و انگل توسط نیروهای استثمار شونده و مترقی فراهم می‌سازد.

برای سرمایه‌داران نیز مشکلات عدیده‌ای به وجود آورده است، از قبیل:

۱- موانع اساسی در راه تأمین مواد خام برای تولیدات صنعتی. از قبیل دسترسی به انرژی فسیلی، مواد اولیه جهت ساختن کودهای شیمیائی، استخراج فلزات خام برای ساختن محصولات فلزی و...

۲- تغییر اساسی در نظم جهانی که در آن جهت نفوذ و حاکمیت در بازار بین‌المللی تضاد قطبهای مختلف در سیستم امپریالیستی تا نهایت تشدید و حاد گشته است.

۳- فروکش روز افزون آمریکا به عنوان ژاندارم بین‌المللی سرمایه ناشی از شکست مرتب طرح‌هایش جهت پایان دادن به جنگ اوکراین و بر آمدن چین به جای آمریکا. این امر مشکلات عظیمی را برای کشورهای سرمایه‌داری فراهم آورده است. آنها را با گام‌های آهسته از آمریکا به طرف چین سوق می‌دهد و این ریل عوض کردن در مرحله اول باعث از دست رفتن مبالغ عظیمی سرمایه گردیده که در مراحلی از جانب کشور قدرتمندتر به شبه کودتا انجامیده است. مثل کودتای آمریکائي در ونزوئلا. تشدید تضاد کشورهای اروپائی با آمریکا نیز بر سر گرفتن سهم بیشتر از بازار اوکراین است. آنها در راه خدا به اوکراین کمک نمی‌کنند. می‌خواهند در آینده پول پرداخت شده را با ربح آن و قراردادهای سود آور برای ساختن زیرساخت‌های اوکراین جبران کنند ولی آمریکا می‌خواهد به تنهائي در اوکراین حاکم باشد.

اوکراین به عنوان حلقه ضعیف در رنجیر سیستم جهانی امپریالیسم، به مرکز گرهی تضادهای درون این سیستم تبدیل گشته است. وجود حزب کمونیست راستین و پرولتاریای متشکل تحت رهبری آن می‌توانست با یک ضربت کلیه نیروهای خونخوار بین‌المللی را از این کشور بروباند، همان طور که اتحاد شوروی که اوکراین هم جزئی از آن بود از ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ چنین کرد. ولی متأسفانه در اوکراینِ امروز این دو عامل اساسی هنوز موجود نیست و فاشیسم نوع غربی بر این کشور حاکم است.

نظم کمونیستی
۲۵ اسفند ۱۴۰۴
منابع ضروری برای مطالعه در شرایط کنونی
 توضیحی مختصر:
وظیفه کمونیست‌هاست که بر مارکسیسم بایستند و روی آن لم ندهند. لذا باید مطالعه خود را برای تلفیق تئوری‌های مارکسیسم با شرایط مشخص، سازمان دهند. این نوع مطالعه خلاق به پرورش کمونیست‌های خلاق کمک میکند و مانع ظهور روشنفکران بی عمل حراف میگردد. 
 معرفی چند کتاب ضروری برای مطالعه
 
 
ـــــــــــــــــــــــ