اوکراین و کفتارهای روسی، آمریکائی و اروپائي
تلاش توطئهگرانه سازمان نظامی امپریالیستی ناتو (آمریکا و اغلب کشورهای اروپائی) جهت گسترش نفوذش تا مرزهای روسیه به ویژه در اوکراین ، تهاجم نظامی روسیه به این کشور و الحاق بخشهای مهمی از آن به خود، سرزمین و مردم اوکراین را با مصائب بی شماری رو به رو کردند.
این مصائب وقتی تشدید شد که ترامپ برای دومین بار بر مسند قدرت نشست و از اوکراین بابت کمک ۴۰۰ میلیارد دلار آمریکا در جریان جنگ اوکراین با روسیه، واگزاری معادن این کشور به ویژه معادن فلزات کمیاب را درخواست کرد و این خواست را با تهدید و ارعاب عملی نمود. اکنون کشور اوکراین مخروبهایست که روسیه بخشی از آن را الحاق کرده، آمریکا معادن آن را تصاحب نموده و اروپا منتظر اتمام جنگ و "بازسازی" مخروبهها و بازگشت میلیاردها دلاری است که در جریان جنگ در اوکراین هزینه کرده است.
فاشیستهای حاکم در اوکراین به نمایندگی زلنسکی که هر روز از آمریکا سرخورده میشوند، به اروپا پناه آوردهاند ولی اروپا نیز از هزینه بیشتر در اوکراین خسته به نظر میرسد.
وضعیت اوکراین چگونه است؟
روسیه بسیاری از زیرساختهای نظامی و انرژی اوکراین را به طور کامل ویران کرده است و مردم اوکراین زمستان سردی را در پیش دارند. نظامیان اوکراینی از ادامه جنگ خسته شده و خواهان قطع آن هستند. یک فساد دولتی چند صد میلیونی در این کشور افشا شده است که به بدنامی کامل زلنسکی و جدائی افکار مردم از دولت این کشور کمک میکند. بخشی از کشور الحاق شده، آمریکا فشار فزایندهای برای صلحی ناعادلانه وارد میکند و اروپا خواهان ادامه جنگ است ولی خستگی در خود اروپا نیز مشهود است. ایتالیا خواهان لغو تحریمهای روسیه شده است و تلاش میکند اروپا را برای نزدیکی به روسیه و خرید نفت از آن قانع کند.
وزیر امور خارجه ایتالیا میگوید: «اتحادیه اروپا باید به عنوان بخشی از هر گونه توافق صلح در مورد اوکراین، تحریمهای خود علیه روسیه را لغو کند.»
واکلاو کلاوس، رئیس جمهور سابق جمهوری چکسلواکی میگوید: «درگیری در اوکراین بین مسکو و کییف در نتیجه یکسری اشتباهات از سوی آمریکا و متحدانش در ناتو است ... غرب از ماهیت دولت اوکراین غافل مانده و این کشور را نمونهای از گذار ناموفق و ناتمام از کمونیسم به دموکراسی پارلمانی و اقتصاد بازار میداند.»
این مواضع نشانهایست از تزلزل و تضاد کشورهای اروپائی در مورد سهیم شدن در جنگ اوکراین.
در این زمان بحرانی برای اوکراین، طرح ۲۸ مادهای ترامپ ظاهر شد که به آشوب درونی دولت زلنسکی و اعتراض شدید اروپا منجر گردید. اورزولا فون درلاین، رئیس کمیسیون اروپا، وضعیت جنگ در اوکراین را بیثبات و خطرناک میخواند و معتقد است که روسیه هیچ قصد واقعی برای صلح ندارد.
ترامپ بدون دخالت اوکراین و اروپا این طرح را با شرکت مخفیانه روسیه تنظیم کرده و به اوکراین ابلاغ کرده بود.
ناشی از اعتراضات شدید مخالفین اروپائی و اوکراین علیه این طرح، جلسه جنوا در کشور سوئد برگزار شد و ۹ بند از ۲۸ بند طرح ترامپ را حذف نمود. در این جلسه نمایندگان آمریکا و اوکراین و برخی متحدین اروپائی آمریکا نیز حضور داشتند.
منافع روسیه اساساً در همان ۹ بندی درج گردیده بود که حذف شده است. از قبیل:
۶- نیروهای مسلح اوکراین به ۶۰۰ هزار نفر محدود شوند.
۷- اوکراین قانوناً در قانون اساسی ثبت کند که عضوی از ناتو نخواهد شد — و ناتو نیز اساسنامهاش را بهگونهای تنظیم کند که اوکراین پذیرفته نشود.
۹- هواپیماهای جنگی اروپایی در لهستان مستقر شوند (بهجای در اوکراین).
۲۱- مناطق تحت کنترل روسیه — مانند کریمه، و بخشهایی از دونتسک و لوهانسک — به عنوان «در واقعیت تحت کنترل روسیه» به رسمیت شناخته شوند، از جمله از سوی آمریکا.
طرح اول ترامپ فریاد اوکراین و اروپا را به آسمان برد و طرح دومش فریاد روسیه را به اروپا رساند.
طرح ۲۹ بندی ترامپ و سپس طرح ۱۹ مادهای او و معلق ماندن بندهائی از این طرح تا اطلاع ثانوی، نشان میدهد که دولت ترامپ تا چه اندازه دور از واقعیت، متزلزل و باری به هر جهتی است. برای دونالد ترامپ مهمترین بند همان بند ۲۷ است:
۲۷- «توافق قانونی و الزامآور باشد؛ اجرای آن تحت نظارت «شورای صلح» به ریاست ترامپ (یا نمایندگان تعیینشده) باشد؛ در صورت نقض توافق، تحریم یا مجازات اعلام شود.»
مهمترین مسأله ترامپ این است که جهان بداند که او ریاست شورای صلح را به عهده دارد. این مرد خود شیفته تا کنون در هر مسألهای و سیاستی که در پیش گرفته شکست خورده است. منجمله طرح صلح غزه.
ولی این مواضع متزلزل، اروپای متزلزل را در دامن زدن به جنگ راسختر میسازد.
درنشست ۱۲ آذر ۱۴۰۴ نمایندگان آمریکا با پوتین، در مورد مسأله مرکزی، یعنی حاکمیت روسیه بر مناطقی که از اوکراین اشغال کرده، به هیچ توافقی دست نیافتند. بلافاصله بعد از جلسه فوق، جلسه وزرای خارجه اعضای ناتو تشکیل شد تا به راهکارهای جدیدی در تقویت نظامی اوکراین دست یابند. بدین ترتیب زلسنکی بیشتر به ادامه جنگی که میداند در آن بازنده است، تشویق میشود و آمریکا نقشه چپاول منابع حیاتی اوکراین را رزیلانه گسترش میدهد.
روسیه به طور مداوم مراکز حیاتی و زیرساختهای اوکراین و نیروهای رزمنده آن را هدف میگرید و هر روز در خاک این کشور پیشروی میکند.
مردم اوکرانی، چه آنهائی که در کشور مانده و یا آنهائی که به دیگر کشورها پناه بردهاند، از این جنگ خانمان برانداز عمیقا متنفرند و از آن خسته شدهاند.
طرح ترامپ و فشار اروپا برای دخالتگری بیشتر در مسائل اوکراین، نه تنها هیچ کمکی به برقراری صلحی عادلانه نخواهد کرد، بلکه بیشتر و بیشتر این کشور را به گرداب جنگ، آشوب داخلی و فساد دولتی خواهد کشاند.
در روزهای اخیر پوتین که از موضع قدرت حرکت میکند، ادعا کرده است که: «چون زلنسکی در نزدیک به چهار سالی که از جنگ میگذرد انتخابات برگزار نکرده، بنابراین رهبریاش “نامشروع است“ و به همین دلیل امضای قرارداد با کییف قانوناً غیرممکن است». (رادیو فردا) این فشاریست سیاسی بر رهبری اوکراین و تاکتیکی است برای رسوائی ترامپ. زیرا بدین وسیله روسیه جنگی را که خود در حال پیشرویست طولانی میسازد و در عین حال ترامپ را که با جار و جنجال تبلیغ میکند که قادر است هر جنگی را خاتمه دهد و خدا او را برای این امر مأمور کردهاست، افشا مینماید.
ترامپ نیز رهبری اوکراین را برای انتخابات سریع تحت فشار قرار داده است. و زلنسکی نیز تحت این فشار هر روز موضع عوض میکند. بدین ترتیب وضعیت هر روز در اوکراین بغرنجتر و برای مردم این کشور تحمل ناپذیرتر میگردد.
زحمتکشان اوکرانی سابقه بسیار درخشانی در مبارزه علیه سرمایهداری و فاشیسم دارند. امروزه در صورتی مردم اوکراین به صلح واقعی، آرامش و رفاه خواهند رسید که زحمتکشان و نیروهای مترقی اوکراینی در مبارزهای متحدانه تحت راهبری حزب کمونیست واقعی اوکراین دولت فاشیستی زلنسکی را سرنگون سازد و به دخالتگری نیروهای امپریالیستی در این کشور پایان دهد.
این تنها راه دستیابی به صلحی واقعی و پایدار است.


