تازه‌ترین مقالات 

نقد بیانیه حلقه جوانان مارکسیست ایرانی

از آنجائی که این رفقای داخل کشور از یک موضع انقلابی خواهان نقد بیانیه خود شده‌اند، ما هم نقد خود را تقدیم می‌کنیم، به این امید که سازنده باشد.

در این بیانیه چنین آمده است: «باید هسته‌های کوچک، منعطف و مداخله گر ایجاد کرد؛ جمع‌هایی که در محیط کار، محله یا یک مسئلهٔ مشخص فعال شوند، اعتماد بسازند و به تدریج به شبکه‌ای گسترده تبدیل شوند. آینده از اتصال این نقاط کوچک ساخته می‌شود.»

این اقدام، یعنی ایجاد هسته‌های پراکنده کمونیستی برای این که یک روزی به هم بپیوندند، یک بار با شکست خونینی مواجه شده‌ است.

سازمان انقلابی که در سال ۱۹۶۴ میلادی (۱۳۴۳ خورشیدی) از حزب توده منشعب شد، از سال ۱۳۴۶ تا ۱۳۴۸ نقشه سازمان‌های پراکنده در ایران را طرح و به مرحله اجرا درآورد. چندین هسته سرخ در ایران به وجود آمد، جدا از هم، در محیط کار و زحمت.

برخی از آن‌ها سیاست خود را در پیش گرفتند و در تضاد با دیگران به راه خود رفتند. یکی از این هسته سازان (سیروس نهاوندی) توسط ساواک دستگیر شد، در خدمت آن در آمد و ضربات جبران ناپذیری بر جنبش کمونیستی وارد آورد. بسیاری از رفقای سازمان انقلابی کشته شدند و سرنوشت برخی از آن هسته‌ها هم تا تغییر رژیم در سال ۱۳۵۷ نامعلوم ماند.

تجربه را تجربه کردن خطاست. چون تسلسل ایجاد می‌کند و با هر تسلسلی عده‌ای به خون می‌غلطتند و هسته‌های سرخ پراکنده می‌شوند.

در بیانیه به درستی گفته می‌شود که: «ما باید از تجربه‌ها - بویژه از دیماه - درس بگیریم. آن لحظه نشان داد که جامعه می‌تواند ناگهان به حرکت درآید، اما اگر نیرویی ریشه‌دار، سازمانیافته و قابل اعتماد حضور نداشته باشد، انرژی اعتراضی یا فرومی‌نشیند یا به ‌راحتی توسط نیروهای دیگر مصادره می‌شود.» (تکیه از ماست)

این “نیروی ریشه‌دار، سازمان‌یافته و قابل اعتماد“ چه نام دارد؟ این نیرو نام دیگری جز حزب کمونیست راستین ایران ندارد. چرا نامش را نمی‌آورید؟ برای ایجاد این حزب، از هسته‌های سرخ پراکنده شروع کردن خطاست.

راه چاره چیست؟

۱- باید بجای ائتلاف نیروهای کمونیستی (یعنی ایجاد جبهه واحد در درون جنبش کمونیستی که بسیار فاسد و خطرناک است)، از وحدت نیروهای کمونیستی آغاز کرد. با حرکت از معیارهای مشترک بخش‌های مختلف جنبش کمونیستی.

این معیارها چیستند؟ این معیارها عبارتند از باور به:

۲- تلاش برای ایجاد حزب کمونیست راستین و سراسری ایران، سازمانیابی طبقه کارگر توسط این حزب، فعالیت جهت تبلیغ آلترناتیو سوسیالیسم در مقابل ساختار سرمایه‌داری در بین مردم و به ویژه در بین زحمتکشان شهر و روستا، مبارزه مسلحانه توده‌ای تحت رهبری طبقه کارگر علیه رژیم سرمایه‌داری حاکم، انقلاب ایران یک انقلاب پرولتری – سوسیالیستی است. یعنی بعد از سرنگونی سرمایه‌داری بلافاصله ساختمان سوسیالیسم آغاز می‌گردد، قبول دیکتاتوری پرولتاریا.

۳- هسته‌های پراکنده موجود در ایران که بر این باورند، می‌توانند و باید وحدت کنند و یکی شوند. تا هسته و اساس ساختمان حزب کمونیست راستین و سراسری ایران فراهم آید. این هسته پر قدرت اولیه می‌تواند با تشعشعات انقلابی خود از پائین و طرح آلترناتیو سوسیالیستی، قدم به قدم جنبش کمونیستی را از نفوذ ویرانگر ایدئولوژی و سیاست و سبک کار خرده بورژوازی بیرون آورد، در این راه جنبش کارگری شاداب می‌گردد و هر روز به ضرورت حرکت بسوی آلترناتیو سوسیالیستی بیشتر آگاه و متحد می‌شود.

در بیانیه این سؤال محقانه مطرح شده است: «آیا چپ می‌خواهد در تاریخ بماند یا به حاشیهٔ آن رانده شود؟»

چپ می‌خواهد در تاریخ بماند ولی اگر سیاست و تاکتیک درست انتخاب کند. چپ خارج از کشور برای این که در تاریخ بماند، تحت ایدئولوژی خرده بورژوازی، تاکتیک ایجاد جبهه متحد در درون خود را در پیش گرفت  و منفعل شد.

برای توضیح قابل درک این نظر لحظه‌ای تاریخی به عقب برمی‌گردیم:

در طول حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ایران، جنبش کمونیستی همانند کلیه جنبش‌های دیگر اجتماعی توسط رژیم حاکم با وحشیانه‌ترین سرکوب‌های خونین مواجه شد. یکی از عوامل پراکندگی و افتراق این جنبش همین سرکوب وحشیانه و دد منشانه بود.

از تغییر رژیم در سال ۱۳۵۷ تا چند ماه اولیه این حاکمیت، سازمان‌های کمونیستی سیاست‌های کاملاً متفاوتی را در پیش گرفتند. از سازش با رژیم تا مبارزه مسلحانه در زمانی که جنبش در حال عقب نشینی بود.

در جریان سرکوب‌ها، جنبش کمونیستی به خارج منتقل شد. در خارج از کشور در اولین سال‌ها هیچ اعتماد متقابلی بین سازمان‌های کمونیستی وجود نداشت.

گذشت زمان و مبارزه ایدئولوژیک بین سازمان‌ها کم کم آن‌ها را به هم نزدیک کرد. ولی در نشست‌های آن‌ها به جای راه‌یابی جهت حرکت برعکس یعنی بازگشت به ایران و نفود در طبقه کارگر و بررسی شرایط جدید جهت حرکت در سمت ایجاد حزب کمونیست راستین ایران، شروع به اتحاد عمل و ائتلاف کردند. این یک حرکت واپسگرای خرده بورژوائی در جنبش کمونیستی بود و هست. بعد از چندی، این ائتلاف شکست خورد. ولی کمونیست‌های خارج، از این شکست درس نگرفتند، دوباره و سه باره و برای بار چهارم چنین ائتلاف‌هائی را به وجود آوردند. همه آن‌ها بجز چهارمین ائتلاف که در جریان است، شکست خوردند. ائتلاف چهارم نیز چیز قابل لمسی در خدمت پرولتاریا و وحدت آن بدست نداده است.

ما بارها در شماره‌های مختلف کمون این حرکت بازدارنده خرده بورژوائی را نقد کرده‌ایم.

در بیانیه شما به درستی آمده است که: «بازسازی از نوشتن برنامه‌های کلان آغاز نمی‌شود؛ از درگیر شدن با مسائل مشخص آغاز می‌شود. باید در کنار مطالبات واقعی مردم - دستمزد، اجاره، درمان، امنیت شغلی - حضور پیدا کنیم. مردم به نیرویی اعتماد می‌کنند که در لحظهٔ دشوار کنارشان دیده شود، نه فقط در سطح تحلیل.» این موضعگیری درست و انقلابی‌ست. بدون حضور در زندگی و درد و رنج و مصائب مردم به ویژه زحمتکشان کمونیست‌ها قادر نیستند در جامعه متحول ایران تأثیر بگذارند. ولی کمونیست‌ها چگونه می‌توانند در بین زحمتکشان حضور پیدا کنند؟ با ائتلاف هسته‌های سرخ پراکنده که کوتاه مدت چند عمل مشترک انجام دهند و هر کدام بر مبنای درک و سیاست خود به راه خود رودند؟ یا وحدت این هسته‌های سرخ، یکی شدن آن‌ها به صورت یک مشت واحد قدرتمند و متمرکز که در هر جائی که حضور دارد، سیاست و تاکتیک واحدی را عمل کند و تحت یک مرکزیت هدایت شود؟ کدام راه؟ این دو راه هیچ آشتی با هم ندارند. شما کدام راه را انتخاب می‌کنید؟

شما می‌نویسید: «مبارزات پراکنده را به یکدیگر متصل کنیم امروز هر گروه اجتماعی جداگانه می‌جنگد و همین پراکندگی، نیروی اعتراض را فرسوده می‌کند. نقش چپ باید ایجاد پیوند میان این مبارزات باشد؛ نشان دادن اینکه ریشهٔ مسائل مشترک است و راه حل نیز باید جمعی باشد. دست از تک روی برداریم. بیاید باهم بسازیم.»

ما با قسمت اول این نقل قول کاملاً موافقیم. درست است. انقلابی‌ست. ولی این که  “راه حل باید جمعی باشد“ و “باید با هم بسازیم“ نشان از درک جبهه واحدی در جنبش کمونیستی دارد. راه حل باید جمعی باشد بدین معناست که هسته‌ها و گروه‌های کمونیستی باید در کنار هم قرار بگیرند و مشورت کنند و راهی را برای یک مسأله مشخص ارائه دهند. این یعنی کار جبهه واحدی در جنبش کمونیستی. یعنی دامن زدن به پراکندگی و فساد.

راه حل باید متمرکز باشد. باید از زندگی توده مردم نتیجه شود، در یک ارگان مرکزی شکل داده شود. در نتیجه هسته‌ها و گروه‌های کمونیستی بجای کنار هم قرار گرفتن باید با مبارزه ایدئولوژیک خلاق وحدت کنند و این مرکزیت را به وجود آورند. در اینجاست که واژه “با هم بسازیم“ ماهیت خرده بورژوائی خود را نشان می‌دهد. کمونیست‌ها با هم نمی‌سازند. باهم در جریان تبادل نظر و مبارزه خلاق ایدئولوژیک به وحدت می‌رسند. سازش همیشه غیر اصولی است و دشمن جنبش کمونیستی.

شما نوشته‌اید: «هیچ گرایشی به تنهایی قادر به بازسازی چپ نیست.» ما می‌گوئیم: همه گرایش‌ها در کنار هم نیز قادر به باز سازی چپ نیستند. این را پروسه فعالیت‌ جنبش کمونیستی خارج از کشور نشان داده است. در جنبش کمونیستی و کارگری ایران دو طبقه حضور دارند نه یک طبقه. مارکسیسم یعنی ایدئولوژی پرولتاریا و ایدئولوژی و شیوه تفکر خرده بورژوازی. در کنار هم قرار گرفتن گرایشات مختلف یعنی در کنار هم قرار گرفتن دو طبقه آشتی ناپذیر به لحاظ ایدئولوژیک. ما به این نوع فعالیت مخرب محتاج نیستیم.

به آنچه که محتاجیم، یک حزب کمونیست راستین و سراسری ایران است که از وحدت (نه اتحاد) اکثر هسته‌های سرخ پراکنده و گروه‌ها و سازمان‌های کمونیستی می‌تواند شکل گیرد، صفوف خود را از ناخالصی‌ها غربال کند و تشعشعات انقلابی خود را با تمرکز و قدرت از پائین جامعه  بر کل جامعه بتاباند.

برایتان در فعالیت جهت وحدت جنبش کمونیستی موفقیت آرزو داریم.

نظم کمونیستی

۳ مارس ۲۰۲۶ (۱۲ اسفند ۱۴۰۴)

منابع ضروری برای مطالعه در شرایط کنونی
 توضیحی مختصر:
وظیفه کمونیست‌هاست که بر مارکسیسم بایستند و روی آن لم ندهند. لذا باید مطالعه خود را برای تلفیق تئوری‌های مارکسیسم با شرایط مشخص، سازمان دهند. این نوع مطالعه خلاق به پرورش کمونیست‌های خلاق کمک میکند و مانع ظهور روشنفکران بی عمل حراف میگردد. 
 معرفی چند کتاب ضروری برای مطالعه
 
 
ـــــــــــــــــــــــ