وضعیت اقتصادی سیاسی امروز جامعه ایران
بانک مرکزی نرخ تورم برای سال ۱۴۰۴ را ۴۴٫۲ درصد اعلام نموده است. در حالی که نرخ تورم نقطه به نقطه برای اغلب کالاهای غذائی حدود ۶۰ درصد محاسبه شده است. استیو هانکه (Steve Hanke)، اقتصاددان آمریکایی و استاد اقتصاد در دانشگاه جانز هاپکینز، در محاسبه خود تورم سال ۱۴۰۴ در ایران را حدود ۹۲.۳ درصد تخمین زده است.
این تورم بی سابقه ناشی از:
«در مجموع قیمت مواد غذائی در دی ماه ۱۴۰۴ ... ۸۹٫۹ درصد بیشتر از دی ماه ۱۴۰۳ بوده است.» (بی بی سی) جدول شماره ۱ به روشنی بر صحت نتیجه تحقیقات آقای استیو هانکه مبنی بر تورم ۹۲٫۳ درصدی برای سال ۱۴۰۴ در
|
مواد |
درصد افزایش قیمت |
|
کل مواد غذائی |
۸۹٫۹ |
|
نان، برنج و غلات |
۱۳۳٫۶ |
|
گوشت و مرغ |
۸۰٫۶ |
|
لبنیات و تخم مرغ |
۸۷٫۲ |
|
میوه و خشکبار |
۱۱۸٫۷ |
|
روغنها و چربیها |
۱۱۶٫۹ |
|
چای و نوشیدنیها |
۷۰٫۹ |
|
دادهها اقتباس از: مرکز آمار ایران شماره ۱ |
|
ایران مُهر تأیید میگذارد:
این تورم مستقیماً بر معیشت اکثریت مردم به ویژه طبقه کارگر، تأثیر مرگباری دارد. بر مبنای دادههای جدول شماره ۲ حقوق یک کارگر با ۳ سال سابقه و دو فرزند ۱۱۸۲۶۰۳۹ تومان است. تورم ۹۲٫۳ درصدی در مبرمترین نیازهای این کارگر بدین معنی است که توان خرید این کارگر ۹۲٫۳ درصد کاهش یافته است.
«حمید حاج اسماعیلی، کارشناس حوزه کار و کارگری ساکن ایران، در گفتگویی هشدار داد که خط فقر در ایران به بالای ۵۵ میلیون تومان رسیده است.» (ایندپندنت فارسی)
حاصل مقایسه مرز فقر با مقدار مزد ماهانهای که کارگر مذکور میگیرد، این است که مزد او پنج مرتبه زیر خط فقر قرار دارد و این خانواده میتواند فقط یک پنجم نیازهای اساسی خود را برآورده سازد. وقتی این مقدار مزد با تورم ۹۲٫۳ درصدی کاهش مییابد، شرایطی در معیشت این کارگر به وجود میآید که کل خانواده قادر به ادامه حیات نیست.
در واقع این خانواده کارگری در مرز مرگ قرار میگیرد. نه تنها کارگران بلکه اقشار تهی دست خرده بورژوازی که هر روز تعدادشان بیشتر میشود و قشر میانه خرده بورژوازی که هر روز فقیرتر و به قشر تهیدست نزدیک میشود نیز دچار همین معضل مرگبار است. بنا به اقرار دست اندرکاران رژیم بیش از ۷۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر مطلق بسر میبرند. عیسی کلانتری وزیر سابق کشاورزی میگوید: «ما در این ۴۶ سال، ایران را نابود کردهایم. ... ۷۰ تا ۷۵ درصد مردم زیر خط فقر زندگی میکنند.» (محبت نیوز)
این وضعیت دردناک، اسفبار و غیر قابل تحمل زندگی مردمان کار و زحمت است، وضعیتی که در کمتر کشوری تا این درجه سقوط کرده است.
و اما فقر و فلاکت و بی خانمانی چنین گستردهای عواقب دردناک و کشندهای به همراه میآورد: تشدید تنشهای خانوادگی تا حد از هم پاشیدن شیرازه خانواده، گسترش تن فروشی ناشی از فقر و لاعلاجی، پناه بردن جوانان به مواد مخدر برای فراموشی بیکاری و بی آیندگی، تقویت باندهای مافیائی دولتی و زیر شاخههای آن در زمینه فروش مواد مخدر، گسترش تجارت دختران ایرانی به کشورهای همسایه به صورت بردههای جنسی، گسترش انواع و اقسام بیماریهای روانی، خودکشی و قتل و...
رژیم جمهوری اسلامی نه تنها با قتل عام مردم در خیابانها بلکه با دامن زدن به فقر و دیگر مصائب اجتماعی دامنه جنایات خوفناکش را در کل این سرزمین میگستراند.
|
عنوان |
مبلغ (تومان) |
|
حداقل حقوق پایه ماهانه |
۷۱۶۶۱۸۴ |
|
بن کارگری |
۱۴۰۰۰۰ |
|
حق مسکن |
۹۰۰۰۰۰ |
|
پایه سنوات (با بیش از ۱ سال سابقه) |
۲۱۰۰۰۰ |
|
حق اولاد (۳ × ۷۱۶۶۱۸٫۴) |
۲۱۴۹۸۵۵٫۲ |
|
جمع کل دریافتی ماهانه |
۱۱۸۲۶۰۳۹ |
|
شماره ۲ |
|
تحریمهای آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد، فشار اقتصادی و سیاسی مضاعفی را بر مردم ایران به ویژه کارگران و زحمتکشان وارد میآورد، ولی بخشهائی از بورژوازی حاکم در این کشور را که در رأس ابر کنسرنهای صادرات و واردات نشسته و قادرند تحریم ها را دور بزنند به ثروتهای دهها میلیارد دلاری میرساند.
رژیم جمهوری اسلامی، چپاول و غارت ثروتهای موجود و شرایط غیر قابل تحملی را که برای اکثریت مردم ایران به وجود آورده، به حساب تحریمهای خارجی میگذارد و سعی در انحراف افکار عمومی داخلی و خارجی دارد.
یکی از عوامل فقر و بی پناهی و استیصال مردم وابستگی رژیم جمهوری اسلامی به کنسرنهای بینالمللی به ویژه کنسرنهای چینی، روسی و هندیست. این وابستگی باعث میشود ثروتهای واقعی کشور ما به تاراج رود. نمونههائی در این زمینه:
یک شرکت چینی دو هواپیمای ایرباس را به ایران فروخت «با قیمتی نزدیک به چهار برابر ارزش بازار در معاملهای تهاتری از نفت، رسانههای ایرانی روز یکشنبه گزارش دادند … طبق گزارش آژانس خبری ILNA، شرکت HAOKUN ENERGY هواپیماها را که ارزششان کمتر از ۳۰ میلیون دلار برای هر فروند بود، در ازای ۱۱۶ میلیون دلار نفت ایران معامله کرد.» (IranWire انگلیسی)
طبق گزارش رئیس مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی ایران: «حدود ۹۲٪ نفت ایران با حدود ۳۰٪ تخفیف و هزینههای دیگر به چین فروخته میشود.»
از جانب دیگر به علت توطئه و خرابکاریهای بورژوازی تجاری مدرن ایران، وضعیت صنعت آنچنان اسف انگیز و در حال سقوط است که قادر نیست صادرات بدون نفت را به سطح کل صادرات کنونی برساند.
چنان که ملاحظه میشود بیش از ۳۸ درصد صادرات ایران مربوط به صادرات نفت است. بخشی از صادرات غیر نفتی نیز مربوط به محصولات معدنی است. سهم محصولات صنایع شهری در کل صادرات ایران اندک میباشد.
|
آمارهائی در مورد چند معضل اجتماعی رو به رشد |
||||
|
موضوع |
۱۴۰۰ |
منبع آمار |
۱۴۰۴ |
منبع آمار |
|
خودکشی |
۴ تا ۵ هزار نفر |
ماکرو ترندس |
۷۵۰۰ - ۸۵۰۰ نفر |
تسنیم نیوز |
|
مرگ ناشی ازمواد مخدر |
۲۴۹۰ |
ایلنا |
۶۵۰۰ نفر |
اطلاعات نت |
|
تعداد معتادین |
۲۸۰۰۰۰۰ نفر سال ۱۴۰۳ |
۳۳۵۰۰۰۰ نفر |
دکتر مهدی جواهری |
|
|
تن فروشی |
۳۰۰۰۰۰ نفر |
مؤسسات پژوهشی |
||
|
اختلالات روانی |
۲۵ درصد جمعیت ایران |
ایرنا |
۵۲ میلیون از ۸۷ میلیون نفر = ۶۰٪ |
علیرضا شریفی، روانشناس اجتماعی |
|
شماره ۳یعنی اقتصاد ایران یک اقتصاد رانتی، ورشکسته و رو به زوال است. |
||||
صنایع ایران در منگنه بورژوازی تجاری مدرن کشور (شرکتهای عظیم صادرات – واردات) و تحریمهای بی شمار خارجی فشرده و هر روز بحرانیتر میشود.
این فشار و بحران باعث بیکاری جمعی جوانان میگردد و اکثریت جمعیت کشور که هر روز فقیرتر و بی خانمانتر میشود با معضلات بیشتری روبه رو میکند.
این اقتصاد آشفته، بحرانزده و بیمار زیربنای مادی وضعیت خاص بحرانهای روبنائی جامعه است.
به بیان دیگر مبارزات و شورشهای اجتماعی علیه رژیم فاشیستی جمهوری اسلامی را تغییرات اقتصاد بحران زده کشور رقم میزند. تا وضعیت اقتصاد ایران چنین است، مبارزات و شورشهای طبقات و اقشار ستم دیده ادامه خواهد داشت و با بحرانیتر شدن شرایط اقتصادی، شورشها نیز گستردهتر خواهد شد.
اوضاع سیاسی کشور
بعد از سرکوب خونین جنبش دی ماه ۱۴۰۴، جامعه عزادار شد. در هر کوچه و خیابانی تعدادی از جوانان کشته شده بودند. بهت، اندوه و غم جامعه را فرا گرفت. در جواب به این سؤال که چرا چنین شد، جامعه هر روز قطبیتر میگردد و
|
تجارت خارجی ایران |
|||
|
شاخص |
مقدار تقریبی |
توضیح و سال مرجع |
منبع |
|
کل صادرات (شامل نفت) |
۱۱۲٫۶ میلیارد دلار |
ارزش کل صادرات در سال ۲۰۲۴ |
ceic data |
|
صادرات غیرنفتی |
۵۷٫۸ میلیارد دلار |
ارزش صادرات کالاهای غیر نفتی در سال ۱۴۰۳/۱۴۰۴ |
Tehran times |
|
صادرات نفت |
۴۳ میلیارد دلار |
ارزش تقریبی صادرات نفت در سال ۲۰۲۴–۲۵ |
tradeimex |
|
کل واردات (بدون نفت) |
۷۲٫۴ میلیارد دلار |
واردات مواد و کالاها در سال ۲۰۲۴–۲۵ |
Tehran times |
|
تجارت خارجی غیر نفتی (صادرات + واردات) |
۱۱۶ میلیارد دلار |
تجارت بدون نفت در سال ۱۴۰۲ |
بانک اقتصاد |
|
شماره ۴ |
|||
فکر فرا رفتن از این وضعیت جانکاه بسیاری را مشغول نموده است. زندانها از هزاران مبارز دستگیر شده در جنبش دی ماه پر گشته است. شرایط روحی و جسمی طاقت فرسائی را بر آنها وارد میکنند. بسیاری از آنها حکم اعدام گرفتهاند. هراس مردم از اعدام عزیزان دستگیر شدهشان کل جامعه را در هیجان نگه داشته است.
خامنهای در بیانات روز ۲۸ بهمن، جنبش اخیر را کودتا خواند و در سخنان ۲۹ بهمن با بسط بیشتری بر آن تأکید کرد. او در ۲۹ بهمن در دیدار با جمعی از مردم تبریز تلاش کرد نفاق افکنی کند: «یک عدّهای خود آن مفسدین و فتنهگران و کودتاچیها بودند، ... یک دسته نیروهای مدافع امنیّت و مدافع سلامت نظام بودند، چه نیروهای انتظامی، چه نیروهای بسیجی و سپاهی و چه کسانی که در کنار اینها حرکت میکردند ... یک دسته رهگذرها هستند...»
ولی همین سخنان مورد نفرت بیشتر مردم گردید.
در طول حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی، بارها جنبشهای طبقاتی و اجتماعی جامعه را در سطوح مختلف فرا گرفته است ولی هر بار شدیدتر از قبل، خونین سرکوب شدهاند. در سالهای اخیر شرایط زیربنائی برای انقلاب ایران کاملاً فراهم گشته است. ولی هنوز شرایط روبنائی برای یک انقلاب ضد سرمایهداری آماده نگشته است.
در روند جنبش کوتاه مدت دی ماه ۱۴۰۴ و سرکوب خونین آن جامعه بیش از پیش قطبی شد. بخش وسیعی از زحمتکشان و نیروهای مترقی، با تجربه و تا اندازهای آگاه جمعیت، از عناصر میانه و سازشکار فاصله گرفتند. این امر در برخورد مردم به ادعاهای رضا پهلوی کاملاً مشهود است.
درصد اندکی از مردم با تهییج بسیجیهای لباس شخصی شعارهائی به نفع رضا پهلوی سر میدادند. اکثریت قاطع شرکت کنندگان در جنبش آگاهانه از این شعار فاصله میگرفتند.
با وجود این که جنبش دی ماه کوتاه مدت بود ولی سیر سریع حوادث فوقالعادهای که در آن اتفاق افتاد؛ مثل آتش زدن مساجد و مؤسسات فرهنگی - اسلامی رژیم و مسلح شدن برخی از جوانان و کشتن مهرههای جنایت کار رژیم، قطب بندی جامعه را تعمیق نمود و تجربیات تازهای را بدست آورد.
سرکوب خونین و خشن مردم توسط رژیم اسلامی، تجربیات چندی را بر تجربیات قبل اضافه نمود:
۱- تقویت ایده مسلح شدن عمومی علیه رژیم. در برخی از تظاهرات دی ماه، شعار “وای به روزی که مسلح شویم“ شنیده میشد.
۲- آتش زدن مساجد و مؤسسات فرهنگی – اسلامی رژیم نشان از نفرت مردم از دین اسلام و حاکمین بود که هر روز عمق بیشتری مییابد. در مراسم به خاکسپاری و یا ملاقات کشته شدگان جنبش دی ماه، در خیلی موارد خانوادههای غزادار به رقص و پایکوبی میپردازند و نشان میدهند که از سنتهای تحقیر کننده اسلامی فاصله گرفتهاند. نشان میدهند که زندگی و مبارزه نمرده است. این روند بهترین شرایط را برای پذیرش سوسیالیسم و انقلاب سوسیالیستی فراهم آورده است. ولی حزبی که باید آن را تبلیغ کند وجود ندارد.
۳- بدون یک اتحاد فراگیر، جنبش قادر به پیروزی نیست. بر مبنای این تجربه در برخی از ملیتهای ساکن ایران مثل ملت کرد و بلوچ نیروهای سیاسی جهت عمل متحد وارد مذاکره شدهاند.
۴- رو آوردن بسیجیها به شعارهای پهلوی برمیگرده و رضا شاه روحت شاد برای افتراق بین تظاهر کنندگان، ، مردم را بیشتر به ضرورت یک آلترناتیو مترقی آگاه نمود. ولی جنبش کمونیستی که وظیفه تاریخی تبلیغ این آلترناتیو مترقی یعنی “سوسیالیسم“ را دارد و میبایست مردم را حول آن بسیج، متشکل و مسلح نماید، به دلیل پراکندگی درونی، حضور بسیار کمرنگی داشت.
۵- آخرین روزهای این جنبش بسیار پر تنش بود. مدیای امپریالیستی که در خارج از کشور روی آلترناتیو رضا پهلوی میدمید و تهدیدهای ترامپ که ما در راه هستیم، این تفکر نادرست را به وجود آورد که رژیم در حال سقوط است و جنبش به حمله نهائی پرداخت. در حالی که شرایط سقوط رژیم فراهم نبود. این باعث کشتار خوفناک بیش از ۴۰ هزار نفر از مردم شد.
بعد از سرکوب این جنبش، مردم بیشتر به قانونمندی “حق داشتن، سود جستن، اندازه نگهداشتن“ که مائو تسهدون آن را فرمول بندی کرده است، نزدیک شدند ولی تا نیروی رهبری کننده انقلابی یعنی حزب کمونیست راستین ایران در جامعه حضور نداشته باشد، تحقق عملی این قانونمندی امکان ندارد.
۶- رژیم از آشفتگی و عدم آمادگی خود در جنبش ۱۴۰۱ درس گرفت و در این فاصله خود را برای رو به رو شدن و سرکوب جنبشهائی که به وجود میآیند به لحاظ ایدئولوژیک – سیاسی و تشکیلاتی آماده کرده است. ولی آن نیروی عظیمی که باید رژیم را بروباند آماده نبود و آماده نیست. این نیرو در دی ماه به لحاظ آمادگی، پائینتر از سطح جنبش ۱۴۰۱ بود. در این جنبش کارگران شرکت کردند ولی طبقه کارگر به صورت طبقه حضور نداشت. بازاریان معترض به سازش با رژیم رفتند. مردم خود انگیخته به خیابان آمدند. متشکل نبودند و متحد عمل نمیکردند. لذا رژیم توانست جنبش را در مدتی کوتاه و به آسانی مهار و سرکوب نماید.
در روز ۲۶ فوریه ۲۰۲۵ سازمان مجاهدین ادعا نمود که با ۲۵۰ نفر به محل اقامت خامنهای حمله کرده، صدها نفر از محافظین را کشته و بیش از صد مجاهد نیز جانشان را از دست داده و بعد از خاتمه عملیات ۱۵۰ مجاهد به مکانهای امن خود رفتهاند. اگر این خبر کاملاً هم صحت داشته باشد، بیش از یک ماجراجوئی مرگ آور نبوده است. اگر آنها حتی میتوانستند خامنهای را بکشند، باز هم در اوضاع ایران تغییر حاصل نمیشد. مجاهدین در رقابت با رضا پهلوی و بیرون آمدن از انفراد کامل در افکار عمومی ایرانیان دست به چنین دیوانگی زدند.
ترامپ از آغاز جنبش دی ۱۴۰۴ حضور شومش را بر فرار آسمان کشورمان نشان میداد. او در آخرین روزهای این جنبش گفت که در راه ایران است و همراه رضا پهلوی جنبشی را که آمادگی درگیری نهائی نداشت تازاند. قتل عام مردم توسط رژیم و حمله آمریکا – اسرائیل و پشتیبانی رضا پهلوی از آنها: قطب بندی جدیدی در جامعه ایجاد کرده است: طرفداری از اسرائیل – آمریکا – رضا پهلوی؟ حمایت از جمهوری اسلامی به بهانه دفاع از میهن؟ یا وحدت عمومی برای سرنگونی رژیم ایران و مبارزه علیه هرگونه دخالت خارجی. اندکی از عقب ماندهترین عناصر جامعه به ویژه در خارج از کشور به بخش اول رو آوردهاند. تقریباً هیچ نیروئی از مردم در جریان حمله آمریکا – اسرائیل به ایران پشت رژیم ایران قرار گرفتهاند. اکثریت راه سوم را انتخاب کردهاند. تحکیم و پیروزی راه سوم ولی در گروی وحدت اکثریت جنبش کمونیستی و ایجاد حزب کمونیست راستین و سراسری ایران است.
حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و کشتن خامنهای و برخی از سران رژیم، برخی از مردم را شادی کرد ولی این شادی دیری نپائید. زیرا تخریب یک کشور توسط کشورهای دیگر و نابودی دولتمردان آن، وضعیت جامعه را آشفتهتر میسازد. بحران اقتصادی و گرانی با شدت بیشتری زندگی زحمتکشان را تهدید میکندد. دخالت بیگانگان در هر کشوری مصیببار است. معضلات هر کشوری را باید مردمان آن کشور حل و فصل کنند. رژیم جمهوری اسلامی را باید مردم به محوریت طبقه کارگر به گورستان تاریخ بسپارد. حمله نظامی به ایران این پروسه را برای مدتی طولانی عقب انداخت. ولی مردم در این آشوب و گرانی قادر به نشستن و سکوت نیستند.
لذا به قطعیت میتوان گفت که توفان جنبش آینده در راه است.
اکنون مردم زحمتکش ایران میبایست در دو جبهه بجنگند: ۱- مبارزه علیه دخالت نیروهای بیگانه در اوضاع داخلی ایران و ۲- مبارزه جهت سرنگونی رژیم سرمایهداری جمهوری اسلامی و یا هر رژیم سرمایهداری دیگری که در این کشور حاکم شود.
اگر در جنبشهای آینده، در، بر همین پاشنه بچرخد، یعنی حزب کمونیست ایران تشکیل نشود و مردم را حول شعار سوسیالیسم متحد و مسلح نکند، این جنبشها نیز به سرنوشت جنبش دی ماه ۱۴۰۴ دچار خواهند شد و سلطه امپریالیسم با گسترده بیشتری بر کشورمان حاکم خواهد شد برآمدن جنبش عظیم آینده حتمی است. جنبش کمونیستی با پایان دادن به پراکندگی باید به این درخواست تاریخ، به مسئولیت خود در متحد و مسلح کردن مردم حول شعار “پیروز باد سوسیالیسم“ جواب مثبت گوید.


