زیر شب
با صدایی پر از خار و زخم
با صدایی پر از جراحتهای تجربه
نعره میکشم
آیا دریای خار و خون را میبینی؟
با حنجرهای خونین
نعره کشیدم
آیا صدای زخم را شنیدی؟
مشتهایم را بر شب کوفتم
شب
سر سخت
ایستاد
زیر شب
چون ستوری زخمی
سم بر زمین کوفتم
و گریستم
ستاره
ویران بود
هیچکس ضجههای خونین را نشنید
با حنجرهای خونین
نعره کشیدم
هیچکس باران خون را ندید
زیر شب
و زیر ابر
ای عظیمترین فریاد
بگذار تو را چنان برکشم
که به قلب ستارگان
پرتاب شوم
با صدایی پر از خار و زخم
در انقلاب خون
به دیدارم بیا
سعید سلطانپور


