چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۴۰۰

اندیشه‌های ضد کمونیستی استتار شده‌ی حسن حسام

طبقه کارگر ایران برای رسیدن به سوسیالیسم و برقراری دیکتاتوری خود علیه طبقه ستمگر، متجاوز و جنگ افروز، یعنی بورژوازی(با تمام اقشارش)، می‌‌بایست در قدم اول قدرت متشکل و بسیار منسجم بورژوازی حاکم را در هم بشکند. این قدرت متشکل و منسجم بر بنیان ایدئولوژی بورژوازی (مذهبی و غیر مذهبی)، تلاش برای بقا و قدرت مالی آن استوار است. ساختار قدرت بورژوازی در تمام کشورها، یک ساختار هرمی است. در رأس آن، یک یا چند نماینده از بزرگترین کنسرن‌های تولیدی و مالی  بین‌المللی نشسته‌اند، و در شرایط فاشیستی یک فرد را بر مسند قدرت کامل نشانده‌اند، تحت آن یک پارلمان متشکل از ده‌ها و گاها صدها نفر قرار دارد، در زیر این پارلمان انواع و اقسام سازمان‌های نظامی، زندان‌ها و دستگاه عریض و طویل بوروکراسی دولتی قرار گرفته است.

طبقه کارگر باید این هرم را در هم بشکند، خرد کند و بر خرابه‌های آن جامعه نوین و دولت نوین را بنا نهد.

ضرورتا پرولتاریا باید در هرم متشکل‌تر، منسجم‌تر و متحرک‌تری متشکل گردد. در رأس هرم پرلتاریا، به لحاظ ایدئولوژیک سیاسی، حزب رهبری کننده آن یعنی حزب کمونیست راستین ایران باید قرار بگیرد. تحت رهبری این حزب که خود از درون پرولتاریا برخاسته است، پرولتاریای متشکل در شوراها و سندیکاهای مترقی در مبارزه هستند. پرولتاریا با متشکل کردن تمام اقشار زحمتکش و مترقی جامعه این هرم را تکمیل می‌کند. 

هر کمونیستی میداند که این هرم بدون حزب کمونیست، پراکنده و خرد میگردد. معضل اساسی پرلتاریای ایران نیز عدم حضور چنین حزبی در رأس آن است. در نتیجه لازمه پیشروی پرولتاریا علیه بورژوازی در درجه اول وجود حزب کمونیست است. چشم پوشیدن آگاهانه حتی یک لحظه از این ضرورت، خیانت به پرولتاریاست.

آقای حسام به درستی بر نکته‌ای انگشت میگذارد که باید بدان توجه کرد و آن این است که این حزب در خارج و دور از طبقه تشکیل نمیشود که بعدا در رأس آن قرار گیرد. حزب باید در درون طبقه از خود طبقه و با کمک روشنفکران کمونیست از طبقات عمدتا زحمتکش به وجود آید.

انحراف آقای حسن حسام از مارکسیسم از اینجا شروع میشود: 

آقای کمانگر می‌پرسد: تعریف شما از یک حزب کارگری سوسیالیستی انقلابی چیه:

ادامه مطلب...

شیوه‌های تفکر

اصلی‌ترین شیوه تفکر دولت ایران

کسب قدرت سیاسی در ۱۳۵۷ توسط نیروئی که رهبرش می‌گفت: «لاکن اقتصاد مال خر است، ما برای خربزه انقلاب نکردیم» با حمایت امپریالیسم جهانی ممکن گردید. امروز که بیش از ۴۰ سال از آن تاریخ میگذرد، ما با همان جهل و عقب ماندگی در دولتمردان رژیم به ویژه رئیس جمهور آدمکش‌اش روبه رو هستیم «آقایان بانک‌ها، من هم به بانک‌های محترم استان میگم، هم به سراسر کشور، به هیچ عنوان نباید هیچ بانکی که بانک میخواد تملک بکنه موجب تعطیلی بانک بشه»

این دولت زمین را آفریده خدا می‌داند، و متعلق به خداوند است، به لحاظ عملی زمین به پیامبرش تعلق می‌گیرد و پیامبرش زمین را به جانشینان خود تفویض نموده است.

در نتیجه دولت (بورژوازی) مالک زمین است و هرچه در آن وجود دارد. آنچه در روی زمین وجود دارد، ۷٫۵ میلیارد انسان، جهان وحش، معادن و کل طبیعت است. دولت ایران چون مالک نقدا این سرزمین است، خود را محق می‌داند با انسان‌ها به عنوان بخشی از زمین، با جهان وحش و طبیعت هر طور که می‌خواهد رفتار کند. همه را بکشد، نابود کند و تخریب نماید. کوچکترین اعتراض نیز کفر و مستحق عقوبت است. تخریب محیط زیست نیز به دست خداست. هر وقت بخواهد آن را ترمیم می‌کند.

شیوه تفکر بورژوازی حاکم در ایران، این طبقه را به عنوان دشمن درجه اول، در تقابل با همه انسان‌ها، در تقابل با جهان وحش و سلامت طبیعت قرار داده است.

 

شیوه تفکر ارتجاعی در بدنه جامعه

۱- در سال ۱۳۵۶ نارضائی اقشار فرودست به ویژه حاشیه نشینان تهران و شهر‌های بزرگ، ابعاد بی سابقه‌یی یافته بود. جنبش چپ جان تازه‌ای گرفته و خیزش انقلابی با سرعتی بی نظیر به سطح یک انقلاب اجتماعی تکامل می‌یافت. دقیقاً در این لحظه که می‌بایست جنبش کارگری و کمونیستی در رأس این خیزش قرار گیرد، امپریالیست‌های آمریکا، فرانسه، بریتانیا و... خمینی را به پاریس آورند و به صورت رهبر تعیین شده انقلاب جا انداختند.

فقر

کمیته توسعه سازمان همکاری‌های اقتصادی و رشد (OECD) که در سال ۱۹۶۱ توسط کشورهای امپریالیستی به وجود آمد، فقر را عدم توانائی در برآوردن نیازهای اساسی انسان تعریف می‌کند. 

این تعریف سالوسانه و خدعه‌گرانه است. اکثر انسان‌ها یعنی از جمعیت بیش از ۷ میلیاردی کرده زمین، بیش از ۵٫۵ میلیارد در پروسه تولید با کار متوسط ۱۰ ساعته در روز و در شرایط کاری طاقت فرسا استثمار میشوند. آنها با کار خود قادر هستند تمام نیازهای انسانی خود را تأمین کنند، قادر هستند جهان زیبائی بیافرینند که همه در خوشی، امنیت، سلامت، و آسایش زندگی کنند. 

OECD با این تعریف از فقر، مسئولیت فقر را بر دوش فقرزده می‌اندازد و چپاول امپریالیستی ارزش اضافه تولید شده توسط استثمار شوندگان را از دید کارگران می‌پوشاند.

فقر به معنای واقعی یعنی محروم شدن انسان از آن مقدار از ارزش اضافه تولید شده (ثروت) توسط استثمار شوندگان که برای برآوردن نیازهای اولیه او لازم است. 

در جوامع سرمایه‌داری، استثمار شونده است که از ارزش اضافه‌یی که خود  آن را تولید می‌کند، محروم می‌گردد و قادر نمی‌شود نیازهای اولیه خود را تأمین کند.

پس ارزش‌ اضافه تولید شده توسط بیش از ۵٫۵ میلیارد انسان چه شده‌ است؟ توسط سرمایه‌داری به غارت رفته است. در بانک‌های بین‌المللی، در کنسرن‌های جهانی و در حساب‌های بانکی صدها سوپر میلیاردر انباشت شده‌اند. 

یک ماشین تولیدی، عبارت است از تجسم مادی ارزش اضافه به صورت ماشین. کارگر با این ماشین که از شیره‌ی جان خودش تولید شده، ارزش اضافه تولید می‌کند و سرمایه‌دار آن را به غارت می‌برد. این عامل هر گونه فقر، هر گونه بیخانمانی، هرگونه فساد و فحشا، هرگونه جنگ و درگیری منطقه‌ای و جهانی‌ست.

میگویند: گرانی عامل فقر است. این درست نیست. گرانی معلول چپاول است و وسیله‌‌یی‌ست برای خالی کردن بیشتر جیب خالی تولید کنندگان ارزش اضافه. (سازندگان ثروت)

به طور طبیعی، با گران شدن نیروی کار، یعنی پرداخت بیشتر مزد به کارگر تولید کنند، همه

 حزب

این نوشته بخش هشتم از مقاله رفیق استالین با عنوان «درباره اصول لنینیسم» است.

در دوره‌ی ماقبل انقلاب و دوره‌ی ترقی کم و بیش صلح آمیز که احزاب بین‌الملل دوم از حیث نیرو در نهضت کارگری سیادت داشته و شکل‌های مبارزه‌ی پارلمانی صور اساسی و اصلی حساب می‌شد، در این شرایط حزب آن اهمیت جدی و قطعی را که بعداً در شرایط زد و خوردهای علنی انقلابی کسب نمود، دارا نبود و نمی‌توانست باشد، کائوتسکی در دفاع از حملات وارده به بین‌الملل دوم می‌گوید احزاب بین‌الملل دوم ابزار صلح‌اند، نه ابزار جنگ و به همین جهت هم بود که آن‌‌ها هنگام جنگ و دوره‌ی قیام‌های انقلابی پرولتاریا قادر به تشبث به هیچ اقدام جدی نگردیدند. این کاملاً صحیح است. ولی معنای آن چیست؟ معنایش آن است که احزاب بین‌الملل دوم به درد مبارزه انقلابی پرولتاریا نمی‌خوردند و احزاب مبارزه‌ی پرولتاریا نیستند که کارگران را به سوی قدرت سوق دهند، بلکه دستگاه‌های انتخاباتی هستند که برای انتخابات پارلمان و مبارزات پارلمانی درست شده‌اند. این قضیه که در دوره‌ی سیادت اپورتونیست‌های بین‌الملل دوم تشکیلات اساسی سیاسی پرولتاریا، حزب نبود و بلکه فراکسیون پارلمانی بود، در حقیقت به همین دلیل است. می‌دانیم که در حقیقت، حزب در این دوره یکی از ضمایم و عناصر تابعه‌ی فراکسیون پارلمانی بود. محتاج به اثبات نیست که در چنین شرایطی و با بودن چنین حزبی در رأس کارها دیگر جائی برای صحبت در اطراف آمادگی پرولتاریا برای انقلاب باقی نمی‌ماند.

ولی با ظهور دوران جدید موضوع اساساً تغییر کرد. دوره‌ی تازه، دوره‌ی تصادمات آشکار طبقات، دوره‌ی تظاهرات انقلابی پرولتاریا، دوره‌ی انقلاب پرولتاریایی، دوره‌ی تدارک مستقیم قوا برای سرنگون ساختن امپریالیسم و تصرف حکومت به دست پرولتاریا است. این دوره در مقابل پرولتاریا مسائل جدیدی را قرار می‌دهد که عبارتند از تجدید ساختمان کلیه‌ی عملیات حزبی بر اساس و پایه‌ی تازه و انقلابی، تربیت کارگران با روحیه‌ی مبارزه‌ی انقلابی برای به دست گرفتن قدرت، تهیه و جلب ذخائر، اتحاد با پرولترهای کشورهای همجوار، استقرار رابطه‌ی محکم با جنبش‌ آزادیخواهی مستعمرات و کشورهای غیر مستقل و غیره و غیره. تصور این که این مسائل تازه را میتوان با قوای احزاب سوسیال دمکرات سابق حل نمود، یعنی احزابی که در شرایط صلح آمیز پارلمانتاریسم نشو نما یافته‌اند؛ معنایش این است که خود را به یأس و حرمان کامل و شکست مسلم محکوم سازیم. داشتن چنین وظایفی بر دوش، هنگامی که احزاب قدیمی در رأس امور هستند معنایش به حالت خلع سلاح کامل درآمدن است. لازم به اثبات نیست که پرولتاریا نمی‌توانست با چنین وضعیتی بسازد.

ادامه مطلب...

 

سرود انترناسیونال

1mai
 حزب کمونیست راستین ایران را در پیوند با طبقه کارگر ایجاد کنیم

سرود بلاچاو

در صورت توافق با خط مشی نظم کمونیستی

در انتشار آن بکوشید

بیانات موجز

سیمون دوبووار

زیرکانه ترین راه برای تسلط بر هر جامعه‌ای تحقیر و محدود کردن زنان آن جامعه است. زیرا زنان اسیر... دیگر قادر نخواهند بود انسان‌هائی آگاه و آزادیخواه پرورش دهند

افلاطون

هیچ کس به اندازه کسی که حقیقت را میگوید مورد تنفر واقع نمی‌شود

دستایوفسکی

آزادی برای همه ملت‌ها سقف دارد. سقف آزادی رابطه مستقیم با قامت فکری مردمان دارد. در جامعه‌ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد،دسقف آزادی هم به همان نسبت کوتاه میشود. تقتی سقف آزادی کوتاه باشد، آدم‌های بزرگ سرشان آنقدر به سقف می‌خورد که حذف میشوند. آدم‌های کوتاه اما راحت جولان میدهند. بعضی از آدم‌های بزرگ هم برای تقا، آنقدر سرشان را خم می‌کنند که کوتوله می‌شوند و سقف پائین و پائین‌تر می‌آید و مردم بیشتر و بیشتر قوذ می‌کنند، تا این که تا کمدر خم می‌شوند و دیگر نمی‌توانند قد راست کنند.

نیچه

آنچه را که محمد به عنوان دین و آئین به پیروان خود داده است و به جهانیان پیشکش نموده است، اگر نام دین بر آن نمی‌گذاشتند، آدمی چنین می‌پنداشت که این گفتار مشتی مردم جنگلی است که به شهر نشین‌ها پیشنهاد کرده‌اند. زیرا دین که نمی‌تواند چنین خشن و دور از انسانیت باشد. دینی که پر از فرمان کشتن و بریدن دست و پا و ربودن و تصاحب زنان مردم باشد و یا دستور چاپیدن دارایی و هستی مردم را بدهد، دین نیست، بلکه فرمان نابودی اندیشه و روان و کالبد است. من دینی به این بیدادگری و ستم پیشگی ندیده‌ام. راست است که این دین از بیابان آمده و بنابراین درخور همان بیابان نشین‌هاست و جائی در میان مردم متمدن ندارد و نمی‌تواند داشته باشد.

Joomla Accordion
Go to top

خود را سازمان دهیم!